معين الدين نطنزى

226

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

چون آن قراول طريق آمدن امير موسى را به نوعى ديگر ديد و دانست كه در ضمن آن شعبده‌اى پيداست ، بيامد و جانكى را از آن واقف گردانيد . جانكى نيز فى الحال با رفيقان سوار شد و لشكر خود را در كمين داشته خود از سر بلندى احتياط تمام نمود و تحقيق كرد كه او به وضعى ديگر آمده است . بازگشت و لشكر خود را ياساق كرده بر اثر او روان شد . چون شب در سر دست آمد از چهار طرف او درآمده شبيخون زد و از هم‌شان فروريخت ، چنانچه امير موسى با معدودى چند به طرف اترار برفت . جانكى اغرق او را گرفته كيفيت را مشروح عرضه داشت امير قزلغاج نمود ، و خود مراجعت كرد . و امير قزلغاج لشكرها را سوار ساخت و تمامت راهها را ببست ، تا امير موسى به ضرورت از غايت اضطرار روى به شبرقان نهاد و به زنده حشم پيوست . چون زنده حشم مردى كوتاه‌انديشهء ديوانه نهاد بود به اغواى او سر از ربقهء طاعت امير صاحب‌قران به در آورد و طمع سردارى و سربدالى در دماغ جاى داد . قصهء قرولطاى [ - قريلتاى ] امير صاحب‌قران و تخلف نمودن زنده حشم از قرولطاى بزرگ چون بهار سال خوك ، مطابق سنهء ثلاث و سبعين و سبع مايه ( 773 ه / 1371 - 1372 م ) روى نمود و جرم خورشيد به نقطهء اعتدال ربيعى رسيد برقرار تورهء جينكزخانى امير صاحب‌قران به مباركى قرولطاى فرمود . از حد قندهار تا دامن ختن مجموع امراى سرحدها و امنا [ ى ] مملكتها سر به درگاه عالم پناه نهادند . كثرت و ازدحام خلايق اطراف و اكناف عالم به مثابه‌اى بود كه در جلگهء كان‌كل يورت « 1 » به هيچ‌كس نمىرسيد . چون طوى بزرگ بشد و تونكال و قولى و ياساق و جار سال آينده مناسب مصلحت حال ملك و مملكت مستحكم شد و نسق امور مال و خراج مضبوط گرديد هركس را به قدر جرگه و موجه و مرتبه سيورغالهاى بليغ و اولكاهاى بزرگ تعيين فرمود . امضاى احكام و يرليغهاى عالى داده مستمال و مرفه الحال

--> ( 1 ) . متن : يورط .