معين الدين نطنزى
215
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
طبقهء حضرت سلطان صاحبقران و اخبار و اوضاع و احوال و كيفيت او نبذى از افعال و اخلاق و اوضاع و ياساق آن حضرت ذكر مىآيد ، از سعىهاى جميل و كوششهاى پسنديده كه دربارهء امور ملك و ملت و ضبط مهمات دين و دولت فرموده ، و راىهاى ثاقب و تدبيرهاى صايب كه از سرحد خطاى تا اقصاى روم و فرنگ و از نهايت هند تا بدايت ديار مغرب و زنگ . شعر ز شوراب چين تا به تلخ آب زنگ * ز سرچشمهء نيل تا رود گنگ مسخر و مسلّم گردانيد . اگرچند ذكر افعال و اخلاق و مآثر و ياساق و عدل و انصاف و فطنت و كياست و صوابانديشى و ملكآرائى آن حضرت تا حدى مشاهده گشته و بعضى از ثقات و معارف و مشاهير استماع افتاده كه سطرى از آن مفاخر و شطرى از آن مناقب ماحى آثار قياصرهء روم و اكاسرهء عجم و خواقين چين و قبايل عرب و رايان هند و تبابعهء يمن و ملوك سامان و آل بويه و سلاطين سلجوق تواند بود . و ممالك اين مجموع كه ذكر رفت به تحت تصرف درآورد ، و بعد از اين در جدول شرح كيفيت آن ، شعر : گر عمر امان دهد به عرض تو رسد در ترتيب امور ديوانى و تحصيل وجوه سلطانى قاعدههائى نهاد كه تا انقراض عالم دستور وزراى كامل عقل و منشور حكام صاحب تجربه تواند بود . و كوكب دولت و اقبال او به درجهاى بود كه به سوارى ديارى مىگرفت ، و به حكايتى ولايتى در ضبط مىآورد ، و به تهديدى لشكرى جرّار منهزم مىگردانيد ، و به وعيدى سپاهى بىشمار از جاى برمىداشت . كس انديشهء مقا [ و ] مت او به خاطر راه نمىتوانست داد و سوداى مقابلت در هيچ دماغ جاىگير نمىشد ، چنان كه آيت ظفر اسكندر را منسوخ گردانيد و رايات شجاعت رستم را معكوس كرد . مالك الملك بىچون ، صانع كن فيكون ، مفاتيح و مقاليد ربع مسكون بر مقتضاى « انّ الارض للّه يورثها من يشاء من عباده » در قبضهء مقدرت او نهاد و چون چتر آفتاب كردار او از مشرق عظمت طلوع كرد ، سلاطين عالم كه ايشان را ستارگان آسمان سلطنت هر مملكت و