معين الدين نطنزى
203
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
و درخواست كردند كه گناه ايشان از حضرت امير صاحبقران بخواهد ، و چند چيزى بر سبيل رشوت از او قبول كردند . ايلچى بغا كلانتر ايشان را به حضرت آورد و به زبان شفاعت گناه ايشان را بخواست . و به اين حسن حيل مال و خراج به گردن ايشان نهاده اسپان كه برده بودند و مردم كه دستگير كرده بودند مجموع را بازستدند . بعد از آن بدخشانيان اسپان نيك و انواع تحف و هدايا از براى جهان ملك و امير صاحبقران بياوردند و خراجى كه قرار رفته بود بسپردند . امير صاحبقران نيز بفرمود تا اسيران ايشان را بازگردانيدند . لشكرى كه در آغرق بود از آن قضيه اول كه شرح رفت چنان گريخته بازگشته بود كه اكثر ايشان در راه از بىيراقى نزديك به هلاك رسيده بودند . امير صاحبقران بعد از اين فتح كس فرستاد و كلانتران ايشان را آورده بر سر ملاء فرمود كه چوب ياساق بزدند . و از آنجا سالما و غانما مراجعت نمودند . قصه ياغى شدن شيخ محمد بيان و كيخسرو بر امير حسين و كيفيت آن قصه در آن وقت كه امير صاحبقران با جهان ملك عازم بدخشان شدند ، شيخ محمد بيان به تلبيس كيخسرو مغرور شد ؛ و روزى معين را بولجار كرده كيخسرو به جمع كردن لشكر قتلان و شيخ محمد به گرد آوردن لشكر حصار و جغانيان برفت . چون سپاه جمع كردند به اتفاق دوال خروج بر طبل مخالفت زده سر از ربقهء طاعت امير حسين بيرون آورده روى به بلخ نهادند . امير حسين اين حكايت را با باد هم عنان به امير صاحبقران پيغام كرد و به تعجيل هرچه تمامتر طلب فرمود . امير صاحبقران نيز عنان عزيمت به دست تعجيل سپرد و پاى حمله در ركاب جدّ بيفشرد و به اندك روز در بندگى امير حسين برسيد به ملاقاتى چنانچه دلخواه او بود بشد ؛ مگر در آن وقت كه شيخ محمد بيان آن طغيان به خاطر راه داده بود مكتوبى نيز به سبيل دعوت به امير صاحبقران نوشته بود و آن مكتوب عنقريب به دست امير حسين افتاده آن را مخفى داشته بود .