معين الدين نطنزى
198
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
سيرام نهاد . امرا نيز چون از مراجعت لشكر قراؤناس واقف شدند ، به جهت قشلاميشى امير كيخسرو به اوترار رفت و سلطان غازى در تاشكن [ - تاشكند ] قشلاغ كرد . چون منكقلاى امير حسين بازگشته به او رسيدند او نيز مراجعت كرد و به سمرقند رفت ، و امير اولجايتو و بولاد بغا و ساير امراى خود را در سمرقند بگذاشت و خود به ارهنگ سراى مراجعت نمود [ ه ] قشلاميشى كرد . در آن زمستان امير سارى بغاى يراق ديده آق بغا بهادر را پيش امير شمس الدين مغول و حاجى بيك مغول به طلب مدد فرستاده بود ، در اول بهار بيامد و خبر آورد كه لشكر مغول متعاقب مىرسد . امير حسين از وهم اين قضيه به بزرگان تركستان و آن نواحى پيغام كرده بود كه در ميان معامله امير حسين و سلطان غازى توسط كرده جنگ و خصومت را به صلح و صفا ميدل سازند . به موجب فرمودهء امير حسين ، سادات و قضات و ائمه و اصول آن طرف مجموع به اتفاق پيش سلطان غازى رفتند و به زبان شفاعت و عذر پيغام امير حسين را برسانيدند و در ضمن آن نمودند كه : چون به واسطهء شما لشكر مغول هر لحظه در بلاد اسلام انواع خرابىها مىكند و به واسطهء ناسازوارى شما دو امير اين همه اختلال به حال دار اسلام ماوراء النهر واقع مىشود هر آينه در دنيا و عقبى سزاى و جزاى اين خواهد بود . واجب مىكند اين كينه و خصومت را از ميان برداشته از صفاى باطن و سر اخلاص صلحى چنانچه صلاح شما و مسلمانان باشد بكنيد . چون امير حسين با وجود غلبهء لشكر و قوّت ، در آشتى و يگانگى مىزند شما خود به طريق اولى مىبايد كه قبول فرمائيد . و ديگر تا خداى تعالى كسى را دولت ندهد سعى كردن به جائى نمىرسد ، و قضيه امير بايزيد كه پشت به مدد مغول گرم داشت ديدند كه عاقبت چه روى نمود . سلطان غازى پيش از اين يك شب خوابى ديده بود و با خود تعبير كرده كه يك بار ديگر او را با امير حسين ملاقات اتفاق خواهد افتاد و صلحى چنانچه موجب دلخواه اوست خواهد شد ، اين حكايتها با آن تعبير موافق افتاد و نصايح بزرگان مطابق نمود ، رضا داد . شبگير سوار شده متوجه سمرقند شد و عزم جزم كرده كه على الصباح ناخبر از دروازهء سمرقند به شهر درآيد . شخصى در راه پيشآمد و تقرير كرد كه امير حسين به رحمت حق پيوست و امثال اين دروغى چند دربافت . سلطان