معين الدين نطنزى
182
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
مجموع توابع و حواشى خود را ، از ترك و تاجيك ، بكوچانيد و به ييلاق شبرتو ببرد ، و در خاطر خود مصمم كرد كه اگر قضيه غليظتر از آن شود روى به هندوستان نهد . قضا را بعد از اين فتح كه مغول را دست داد مرضى هالك در ميان چارپايان ايشان افتاد ، و از هر صد اسپ كه داشتند بيش از نود سقط شدند و نتوانستند كه در عقب منكقلاى خود بيايند . بدين واسطه هم در منزل مصافگاه بايستادند ، اما حاجى بيك مغول و شير آهولى [ كذا ] و كبك تيمور تا در سمرقند براندند و آمدند . سلطان غازى عباس [ . . . ] چون به قهلغه رسيد از كيفيت حال مغول معلوم كرد . قصه سربدالان سمرقند چون لشكر ماوراء النهر از مغول منهزم شدند و از غايت خوف كه داشتند ماوراء النهر را به طرح گذاشته از آب جيحون گذشتند ، چنانچه ذكر رفت ، و خبر رسيدن لشكر مغول چنان گرم شد كه آتش در نهاد سمرقنديان افتاد ، مجموع وضيع و شريف و خاص و عام به جهت مصلحتانديشى خود به اتفاق روى به مسجد جامع نهادند و از غايت رعب و خوف كه بر ايشان مستولى شده بود به دستوپاى فرومرده عاجزانه به غير از تضرع و زارى نمىدانستند كه چه كنند . شخصى از بزرگزادگان بخارا به اسم تحصيل علم به سمرقند آمده بود و اندك وجودى در ميان مردم عوام داشت ، چون مردم را مضطرب حال بديد برخاست و دليرانه قدم بر منبر نهاد و به بالا رفت و روى به اكابر شهر كرد و گفت : كار عجزهء عوام ، بىوجود كسى كه متضمن امور عالم شود و شغل سردارى به گردن گيرد و كجا معاش ميسر شود ، خاصه امروز كه اختلالى چنين به حال عالميان روى نمود . و مالك اصلى ملك در مدت امن باج و خراج تصرف كرد و امروز كه دشمن قوى روى نمود رعيت بيچاره را بىخداوند گذاشته سلامت خود اختيار كرد . چون بليه اين چنين صعب روى نمود و باران حوادث طوفان ابتلا پيدا كرد روا نباشد كه كافران جزيهء مسلمانان بخورند و پوشيده رويان دار العصمت اسلام را به برده ببرند . پس فكرى كلى در اين باب كردن واجب است . در جميع اديان مبرهن و بر همه عالميان روشن است كه جهاد و دفع اذيت از خود كردن و غم صلاح