معين الدين نطنزى

183

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

مسلمانان خوردن همچون اداى نماز پنجگانه و روزهء ماه رمضان فرض است و مجموع اسلاميان را در اين باب مدد نمودن واجب . روز جزا آفريدگار - عز شأنه - معامله را از شما بزرگان بازخواست خواهد كردن . اين زمان از مجموع وضيع و شريف كه در اين بيت اللّه حاضر شده‌ايد كدام يك به اين امر خطير قيام مىنمايد و عهدهء بليه‌اى چنين كه به گردن مىگيرد ؟ هركه هرچه در دل دارد بگوئيد و الا رضا مدهيد كه كار دين اين‌چنين معوق بماند . چون اين نوع سخن عام‌گير عام‌پذير بگفت به يك‌بار غريو از عوام الناس برآمد و به اتفاق او را تحسينها كردند ، اما خواص و مجموع بزرگان به كلى از اقدام نمودن اين شغل اجتناب نمودند و هيچ‌يك متعهد اين امر نگشتند . بعد از لحظه‌اى همان تيغ از ميان بركشيد و بر گردن خود نهاد و روى به طرف عوام كرد و گفت : اى مسلمانان ، من خود را فداى شما كردم و اين شغل بزرگ هالك را متضمن شدم ، شما چه مىگوئيد ؟ عوام به يك‌بار غلو كردند و به اتفاق دعوت او را قبول كردند و بر بيعت او درآمدند . بعد از آن از منبر فرود آمد و مردمان را امامت كرد و مردانه قدم در ضبط و نسق امور كلى نهاد . خلايق او را چنان بالطبع دوست داشتند كه هرچه فرمودى همه به طوع و رغبت در اتمام آن مهم به جان كوشيدندى . پس فرمود تا سرهاى كوچه‌باغ بعضى چوب انداختند و بعضى به گل و خشت كوچه بند ساخته مستحفظان بنشاند [ ند ] . و خود نيز همه روز و همه شب احتياط بليغ نموده متصل گرد محلات و اطراف شهر مىگرديد و يك لحظه در هيچ محل قرار نمىگرفت . بعد از اين قضيه به دو روز ناگاه سواد لشكر مغول همچو ابر آتش‌بار و يا همچو موج بحر زخار از يمين و يسار پيدا شد و جرگهء يسال « 1 » مخالفان خونخوار جهان را از هم درنورديد . آن بزرگ‌زاده نهيب مطلق داد كه قطعا مستحفظان كوچه‌بندها و جماعتى كه نامزد هر مواضع مفر و محل ممر شده بودند از جاى نجنبند ، و هركس به هر جانب تعيين يافته جواب ده خصم خود گردد ، و متعرض مدد ديگرى نشود ؛ و ديگر مردمان را كه به اسم كمك و كيجكه معين كرده بود همچنان به قرار بداشت . و جمعى از دلاوران را تا كنار كوچه‌باغها كه قريب يك فرسنگى از وسط شهر دور است ، ببرد و در كمين‌گاه بنشاند و مثال داد كه تا دشمن

--> ( 1 ) . متن : نركهء يصال .