معين الدين نطنزى
178
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
درازانديشى كرده اسپ و آذوقه داده شب روان كردند . سلطان غازى و شير بهرام همچنان از عقب هزيمتيان رفته و از آب خجند گذشته تا تاشكن [ - تاشكند ] براندند . در آن ايام امير حسين را چون اين فتح دست داد شكارى بزرگ طرح كرد . سلطان غازى از آب خجند جرگهء شكارى انداخت و امير حسين از ديزك جرگه ترتيب كرد و به اتفاق در صحراى انقر قومارميشى كردند و باهم ملحق شدند و به شكرانهء آنكه مجموع ماوراء النهر صاف و يك قلم شد و به كلى چنانچه دلخواه بود مسلم گشت مراجعت نموده در شادمان كه از قراى معتبر سمرقند است ، نزول فرموده به طوى و عشرت مشغول گشتند . و به اتفاق امارت و حكومت بر امير حسين مسلّم شد . قصهء امارت امير حسين چون امير حسين بر مسند ماوراء النهر بنشست قواعد نيكو و اساس عدل و بنياد ضبط و نسق امور مملكت نهاد و احياى دور دولت آبا و اجداد نامدار خود فرمود ، و به اتفاق جمهور امرا كابل شاه خان را در منتصف رجب سنهء احدى و ستين و سبع مايه ( 761 ه / 1360 م ) پادشاه نشاند . و هر روز جهت مباركى طويهاى سنگين مىكردند . بزرگان و اهل اصول و اعيان ممالك محروسه با تحف و هداياى بسيار از دور و نزديك آمده به دولت بساط بوس مستسعد گشتند ، و يرليغهاى سلطان ماضى و احكام سابق را امضا ستده سيورغال و عنايات يافته ، يساق و تنكقال شنوده ، و خراج و جهات معين كرده ، هريك به وطن مألوف خود مراجعت كردند . و عارضان لشكر سان و ياساق به يوسون دفاتر قديم مرتب داشته قولى و فرمان ستده اهل ملازمت به خدمت مشغول شدند ، و صحرانشينان به يورتهاى اصلى خود مخيم زده آبشخور و علفخوار خود را مفروق كردند . و در اندك فرصت زمانه باز به قاعدهء اول آمد . آن زمستان هركس در يورت خود قشلاميشى كردند . قصّهء جنگ لاى چون بهار سال مار - سنهء اثنى و ستّين و سبع مايه ( 762 ه / 1361 م ) - از سرحد