معين الدين نطنزى
179
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
مغول اراجيف گرم شد كه بار ديگر مغولان را عزيمت تسخير ماوراء النهر شده با لشكر بسيار توجه نمودهاند ، سلطان غازى در حال اين خبر را با باد همعنان عرضه داشت امير حسين كرد . امير حسين در حال لشكر آن طرف آب جيحون را جمع كرده به سمرقند آمد . سلطان غازى نيز مجموع لشكرها كه به او تعلق داشت پيش از وصول امير حسين جمع كرده بود . به موجب فرمودهء امير حسين پولاد ، بغا و زنده حشم و ملك بهادر و ساير امرا با سلطان غازى ملحق شده منكلاى « 1 » به اقر رسيدند ؛ و چند روز اسپان را در آن مرغزار فربه كرده از آب خجند گذشتند و در مقابلهء لشكر مخالف لشكرگاه زده فرود آمدند . امير حسين نيز با سپاه بىكران متعاقب دررسيد . لشكر مغول به جهت انتقام قضيه الياس خواجه اغلان به غايت كينهدار و فتنهجوى شده بودند ، اما به سبب آنك امير حسين با مجموع امرا در خشم بود و سوابق حقوق هريك را به كلى ناديده انگاشتهوار فراموش كرده بود ، امرا نيز از او دل سرد كرده به ظفر دشمن و شكست خود راضى بودند . در غرهء رمضان در لب آب بادام تعبيه محاربه و صفوف ميداندارى ترتيب داده مقابل بايستادند . غول برانغار امير حسين به نفس خود بايستاد ، و قنبل خود را به تيلانجى ارلاط نامزد كرد ، و هراول اولجايتو و بهرام را بداشت ، و پولاد بغا و فرهاد و ملك را در قول نامزد كرد ؛ و در غول جوانغار سلطان غازى بايستاد ، و در قنبل خود امير صارىبغا را بداشت ، و هراول امير جاكو و امير حاجى سيف الدّين و امير مؤيد و امير عباس را بيرون فرستاد . و همچنين نوره صف معركه به شش غول مستحكم شد . ناگاه باد و دمه برخاست و ابر سياه زمين و آسمان را تنگ و تاريك گردانيد ، و ژالهء بهارى طوفان نوح را دگربار با ياد جهانيان آورد ، چنانك پى از كمان و پر از تير به تمام بريخت . مجموع خلايق دست از جان شسته اميد از حيات گسستند . قضا را زمين چنان بود كه به اندك نم باران پيل دمان را گذر نمىداد . اين زمان چون طوفان چنان دست داد كه مركبان پيل پيكر باد رفتار را مجال آن نبود كه قدم از قدم برگيرند اكثر اسپان برجاى خشك بماندند . لشكر مغول هركس به محل خود تا وقت حمله خاموش و كپنكپوش ايستاده بودند . ناگاه به يكبار بارانى و كپنك بينداخت و به جنگ مشغول شدند .
--> ( 1 ) . صورتهاى ديگر : منقلاى ، منكقلاى .