معين الدين نطنزى

177

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

سبز چون خبر وصول امير تيمور شنودند فوج‌فوج بىتوقف آمدن گرفتند . امير تيمور هزار و هفتصد كس را در قهلغه بگذاشت و خود با سيصد كس جدا شد . و از آن جمله دويست سوار را پنج قوشون ساخت و امير سليمان و امير جاكو و بهرام و امير جلال الدين برلاس و حاجى سيف الدين و يول تيمور را باشلميشى كرده از بالاى گريوه روان كرد و مقرر فرمود كه هر اسپ را دو بند شاخ درخت بر دو پهلو ببندند تا گرد بسيار بشود و از دور غلبه نمايد ؛ و بفرمود كه بىتوقف در شهر سبز درآيند و داروغائى كه از قبل مغول در آنجا باشد بگيرند و بياورند . و امير تيمور خود با صد كس شبگير متوجه خزار شد و وقت طلوع آفتاب ناخبر در ميان قصبهء خزار درآمد و در حال اصول و اعيان آنجا را جمع فرموده صحرانشينان و لشكريان را ضبط كرد . شير بهرام [ و ] شيخ محمد بيان در آنجا ملحق شدند . و مجموع امرا بر سر مرقد شيخ ، شرط و عهد تازه كردند . در اثناى آن حال امير تيمور به قيلوله مشغول بود ؛ ناگاه در خواب ديد يكى به زبان فصيح گفت كه : فتح و نصرت آمد . بىتوقف برويد كه مملكت از آن شماست ، چنانك از صلابت آن آوازه امير تيمور از خواب بجست و از حاضران پرسيد كه : هيچ‌كس امثال اين سخن شنيد يا نه ؟ مجموع متحير ماندند و دانستند كه اين سخن الهام عالم غيب است ، و به اتفاق شوگون گرفته دو غول ترتيب كردند . غول برانغار را امير حسين باشلمش كرد و غول جوانغار را امير تيمور يسال فرمود . الياس خواجه اغلان نيز با وجود كثرتى كه داشت لشكر خود را دو غول تعبيه كرد ، يكى الياس خواجه اغلان و امير حميد و غول ديگر توقتيمور و امير بيكيجك . بدين نوع كه تقرير رفت در قباى ميتن كه قريه‌اى از قراى مشهور شهر سبز است مقابل شده صفوف معركه بياراستند . چون هراولان مغول ، مثل توقتيمور بهادر و بيكى برادر امير بيكيجك ، در صدمهء اول از هم فروريختند و اكثر بهادران و امرا چه علف شمشير و چه هدف نيزه و تير و چه دستگير شدند ، سلطان غازى به نفس خود به لب آب يام تاخت فرمود و سر راه گريختگان مغول بگرفت ، و حاجى سيف الدين با امير جاكو متوجه سمرقند شدند . اسكندر اغلان و امير حميد و امير يوسف خواجه و امير حيدر و اكثر امراى بزرگ گرفتار شدند . الياس خواجه اغلان و امير بيكيجك نيز در قيد تسخير [ - اسارت ] آمده بودند ، اما جماعتى