معين الدين نطنزى

176

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

مجال يسال كردن نماند به هزار حيله خود را در كشتى انداختند و در جزيره‌اى محكم شده مجموع مردمان خود را از آب به سلامت بگذرانيد ، اما بنه و چهارپاى به تمام در آن طرف آب بماند . مدت يك ماه آب را در ميان گرفته هر روز جنگ واقع مىشد . بعد از آن سلطان غازى كشتيها را سوخته كوچ كرد و به خلم آمد و با امير حسين پيوست . بعد از آن به اتفاق بر سر ايل بورالداى رفته در حوزهء تصرف آوردند . و از آنجا متوجه بدخشان شده در لب آب شور با شاه محمد بدخشانى صلح كرده بار ديگر سلطان غازى منكقلاى شد و از ارهنگ سراى گذشتند و در دشت كولك اتفاق نزول افتاد . از آنجا شير بهرام تخلف كرد و به طرف بالجغان مراجعت نمود . اتفاقا خبر به تواتر مىرسيد كه الياس خواجه اغلان با لشكر بىشمار در سر پل سنگين فرود آمده . با وجود آن امير تيمور با دو هزار مرد كه داشته منكقلاى شد و در سر مقابله مخالفان بايستاد . آن روز تا شب از دو طرف به تيرباران جنگى سخت مىكردند . چون شب در سر دست آمد و امير تيمور كثرت مخالفان و قلت خود را مىدانست و معلوم داشت كه به ضرب راست مقابله كردن متعذر است بنياد تدبير كرد و فكرى صايب به دست آورد ، چنان كه امير موسى و امير مؤيد را با پانصد كس مقابل دشمن در سر پل سنگين بداشت و خود با هزار و پانصد سوار از ميدان حسن تا گذر رسن‌كش اسپان را بر آب زده گذشتند . عظمت آب و صعوبت آن گذرها را در حد عبارت نمىتوان آورد و تا انقراض عالم ، اين معنى هيچ پادشاه را ندانم كه ميسر شود . چون طليعهء صبح از مطلع مشرق روى نمود قراول مخالفان از دور سواد لشكر سلطان غازى را ديدند كه از آب گذشته و آتش بزرگ به جهت نشان كه لشكر به گرد آن جمع شود زده بودند . چون مغول را عبور سلطان غازى از آن ورطهء خونخوار محقق شد دانستند كه محل مقاومت نيست . با خود انديشه كردند كه بىرهنمونى دولت چگونه اين جرأت توان كرد ؟ به مجرد اين معنى از هم ريختند . لشكر سلطان غازى خيره شد و تا ميدان گجراتى در پى هزيمتيان رفتند . چون خبر اين فتح به امير حسين رسيد متعاقب آمد و به امير تيمور پيوست . بار ديگر امير تيمور دو هزار سوار از آنجا منكقلاى شده تا قهلغه براند . لشكر شهر