معين الدين نطنزى

175

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

سيصد سوار با سلطان غازى ملحق شد . و همچنين فوج‌فوج از اطراف و جوانب ، مردمان به هواخواهى امرا مىرسيدند و هر روز كثرت بيشتر مىشد . سلطان غازى براى تحقيق معاملهء ولايت ترمذ و كش و خزار ، تيمور كه [ را ] با چهار سوار روانه كرد . ايشان چون به قهلغه رسيدند ديدند كه جماعت مغولان در ولايت به غارت و تاراج مشغول‌اند . ايشان التفات نكرده بگذشتند . ناگاه گذر تيمور كه بر سر خان و مان خود افتاد . هرچند كه خويشان او الحاح و مبالغه نمودند كه يك لحظه فرود آيد و زن و فرزند خود را ديده سوار شود ، او ادب نگاه داشت و گفت كه : تا حضرت سلطان غازى عيال و اطفال خود نبيند مروت نباشد كه من روى فرزندان خود ببينم و قبول نكرد . خبر يافت كه امير سليمان و امير موسى و امير جاكو و جلال الدين و هندوكه از ظلم مغولان و بىحرمتى كه با ايشان مىكرده‌اند تحمل نكرده و ياغى شده در نواحى ترمذ نشسته بوده‌اند . الياس خواجه اغلان [ و ] بو سعيد و منكلى بغا و حيدر ، خبر امير حسين و سلطان غازى يافته در لب آب درىكز نزول كردند . امير حسين و سلطان غازى در لب آب سوت آرغى رسيده سياهى همديگر را بديدند . همچنين على الصباح كوچ كرده امرا از يك طرف آب و ياغى از يك طرف آب روى به بلخ نهادند . چون به كنار جوى امير عبد اللّه رسيدند آب را در ميان گرفته صفوف تعبيه كردند . امرا كه در ترمذ بودند در آن منزل با امير حسين و سلطان غازى ملحق شدند . تيمور كه نيز استفسار اخبار اطراف و جوانب نيكو كرده و وقوف تمام يافته به حضرت پيوست . القصه آن روز از اول نماز پيشين تا آخر غروب آفتاب از دو طرف آب تيرباران مىكردند . چون شب درآمد همچنان بر پشت اسپ از دو طرف رعايت حزم را پاس مىداشتند . على الصباح سلطان غازى حمله كرد ، و چون از جسر بگذشت لشكر ياغى هزيمت نموده امير حسين و سلطان غازى عرض ديدند . قريب دو هزار سوار با ايشان جمع شده بودند . سلطان غازى منكقلاى شده از جيحون به طرف ترمذ عبور كرد و قراولان به طرف قهلغه فرستاد . چون سردار قراول مردى كارناديده بود غفلت بر او مستولى شد ، و ناخبر لشكر آجوناى كه برادر امير بيكيجك بود ، بر سر او رسيد . قراولان سراسيمه شده به هزار حيله سوار گشتند ، چنانك لشكر ياغى با ايشان مختلط شده تنگاتنگ هم به سلطان غازى رسيدند . چون فرصت تنگ شد و