معين الدين نطنزى

174

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

كردند و بىرخصت ملك سوار شده متوجه طرف ديگر گشتند . سيستانيان با وجود خلف وعده [ از ] بىمروتى كه لازمهء ايشان است سر راه بر امرا گرفتند . از دو طرف آتش جنگ بالا گرفت و محاربه به غايتى رسيد كه از فزع اكبر درگذشت . چون امير تيمور به نفس خود كوشش بسيار مىنمود ناگاه تيرى بر بازوى مباركش آمد و دست راستش تمام از كار بماند . و از آنجا باز به گرمسير آمدند . تومن گرمسيرى با امرا اتحاد تمام داشت . بدان واسطه امير تيمور را پيش او گذاشته امير حسين با ساير امرا كه ملازم بودند متوجه ولايت قندس و بقلان شد . اجونى كه برادر امير بيكيجك بود ، از وصول امير حسين خبر يافته على الفور بر سر او راند و بار ديگر نوكران امير حسين را تارومار كرده از ولايت بيرون كرد . امير حسين با چهار سوار و هشت پياده به ييلاق شبرتو پناه برده و در آنجا مىبود . چون دست امير تيمور نيكو شد ، با تيمور خواجه اغلان و بيست و چهار نفر سوار به طلب امير حسين بيامد ؛ و پيشتر از وصول مقر امير حسين معلوم كرده از وصول خود خبر داد ، و در موضعى كه به ارصاف موصوف است باهم پيوستند . صديق برلاس نيز در آنجا با ايشان رسيد . ناگاه از دور سوادى پيدا شد . امرا بهم برآمدند و به اتفاق پياده‌اى را به جهت تفحص در سر راه نشانده خود كمين كردند . قضا را قريب صد سوار بوده كه به طلب امرا در نواحى مىگرديده‌اند . ايشان نيز با امرا ملحق شدند . آن شب در ارصاف مقام كردند . على الصباح از طرف بقلان گردى عظيم پيدا شد . امير تيمور خود به جهت تفحص و تحقيق آن گرد سوار شد و از قفاى ايشان درآمده از سوارى كيفيت پرسيد . سواران گفتند كه : ما نوكران برادر سلطان غازىايم كه به طلب او در اين صحرا مىگرديم . چون امير نيك احتياط كرد حاجى سيف الدين و تغلق خواجه تونك با قريب هفتاد سوار بودند . چون نظر بر سلطان غازى افتاد از غايت بهجت و شادمانى در دست و پاى بارگيرش افتاده سجود شكر به‌جاى آورد . در اثناى اين حال شير بهرام كه از امرا تخلف كرده مقيم گرمسير شده بود ، او نيز در اين ولا متعاقب رسيد و ملحق شد . سلطان غازى كيفيت وصول ايشان را نوشته صديق برلاس را پيش امير حسين فرستاد . امير حسين نيز صد و سى سوار و صد و پنجاه پياده مرتب كرد و در ارصاف با سلطان غازى برسيد . از آنجا به اتفاق به دولان جاغان آمدند . از مردم آن نواحى