عبد القادر بن ملوك شاه بداونى
45
منتخب التواريخ ( فارسى )
حاضران اشارت نمود تا برداشتند و آن يار پارهء زرى به تحفه گذرانيد قبول نكرد و اين هر دو بزرگوار در آن نزديكى از عالم درگذشتند . شيخ محمد حسين سكندرى سكندره قصبهاى است در ميان دو آب ، صاحب ذوق و حال بوده و منقطع منزوى از خلايق مدّت پنجاه سال بعد از ترك ملازمت به گوشهء عبادت استقرار و استمرار داشته به در مخلوقى نرفته ، چون فقير در سنهء 974 ه . شرف خدمتش دريافتم ، پرسيد كه معنى اين بيت خواجه حافظ چه باشد ؟ فرد : عفو خدا بيشتر از جرم ماست * نكتهء سربسته چه گويى خموش پرسيدم اشكال در كجاست ؟ گفت : چون نكتهء سربسته را خود گفت ، امر به خموشى چراست ؟ گفتم : خود فرماييد . گفت : چنين به خاطر مىرسد كه نكتهء سربسته شايد اين باشد كه جرم ما همه به خلق اوست و اين قدم پيشتر « 1 » نهادن است . خاموش بودم و مثل اين تأويلى در اين آيه مىكرد كه وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ - و مىگفت كه حتى به جهت انتهاى غايت است و انتهاى غايت در اينجا گنجايش ندارد و ظاهرا اين انتها نظر به كاف خطاب باشد كه انتهاپذير است و اللّه اعلم . تا مراد او چه باشد و آن صحبت آخرين بود . شيخ عبد الواحد بلگرامى بلگرام از توابع قنّوج است . بسيار صاحب فضايل و كمالات و رياضات و عبادات است و اخلاق سنيّه و صفات رضيّه دارد و مشرب او عالى است . پيشتر از اين به چند سال خود نقش و صوت « 2 » به هندى مىبست و مىگفت و حال مىورزيد و در اين ايّام خود را از همه گذرانيده و شرحى بر نزهة الارواح نوشته محقّقانه و همچنين در اصطلاحات صوفيّه خيلى رسايل نوشته از آن جمله سنابل نام و غير آن تصانيف لايقهء ديگر نيز دارد . اگرچه مريد بهجاى ديگر است . اما بهرهء تمام از صحبت شيخ حسين سكندره يافته هر سالى از
--> ( 1 ) . در شعر « بيشتر » به باى موحّده است . ( 2 ) . در دو نسخه : صورت .