عبد القادر بن ملوك شاه بداونى

70

منتخب التواريخ ( فارسى )

برخيز عميد ار نه فسردست دل تو * بگذر ز غزل حمد خداوند جهان‌گو مدّاحى درگاه خدا كن كه برافراشت * بىزحمت آلات بسى گنبد مينو دو شاه روان كرد برين طارم ارزق * پس داده ز سياره‌شان خيل ز هر سو ( كذا ) صد شاهد اختر به گه شام نموده * مشاطهء صنعش ز پس پردهء نه تو فرموده به خاتون جهان از شب و از روز * دو خادم چالاك لقب رومى و هندو بىهيچ دكاندار به دكّانچهء گردون * آويخته يك گوشه به دو كفّه ترازو صنعش به سر كوه برويانده شقايق * در باغ دوانده كرمش سورى و راهو گاه از سر پرگار كرم نقش دهن بست * گاه از قلم لطف نگاريده دو ابرو روز از كرمش گشته همه رخ به سفيدى * شب نيز ز صنعش به سياهى همه گيسو شاهان مجازى ز سر بندگى و عجز * ماليده پى آب به خاك درِ او رو هر ماه به ميدان فلك دارد مه را * گه چون خم چوگان و گهى بر صفت گو آن دادگرى كو به گه داد هميشه * نازرد گهى شخص كس از ظلم سر مو او را كه ز خون دل انگور غذا ديد * فرداش سيه‌روى كند چون رخ آلو