عبد القادر بن ملوك شاه بداونى

8

منتخب التواريخ ( فارسى )

و او را با خليفهء بغداد ، القادر بالله عباسى اول حال مراسلات عنيفه واقع شد ، آخر خليفه خلعتى فاخر با ساير نفايس و ذخاير روانه داشته لقب امين المله يمين الدوله براى او فرستاد و از غزنين به بلخ و هرات رفته در سنهء سبع و ثمانين و ثلثمائة ( 387 ) در ضبط آورده به غزنين باز برگشته آمد و از آنجا به هندوستان به كرّات و مرّات غزوات كرد و حصارى چند گرفت و عسجدى در آن سفر گفت اين قصيده را : چون شاه خسروان سفر سومنات كرد * كردار خويش را علم معجزات كرد و در شوال سنهء احدى و تسعين و ثلثمائة ( 391 ) از غزنين باز به هندوستان با ده هزار سوار آمد و پشاور را فتح كرد و در آن حدود باز با جيپال كه با سوار و پيادهء بسيار و سيصد زنجير فيل در برابر آمده بود معركهء كارزار بياراست و سلطان محمود مظفّر گشت و جيپال با پانزده نفر از خويشان و برادران و فرزندان اسير شد و پنج هزار كفار در آن معركه علف تيغ آبدار گشتند و غنايم بسيار به دست غازيان افتاد و از آن جمله در گردن جيپال حمايل مرواريدى بود كه به يك لك و هشتاد هزار دينار قيمت آن رسيده و حمايل ديگران نيز بر اين قياس و اين فتح در روز شنبه هشتم ماه محرم سنهء اثنين و تسعين و ثلثمائة ( 392 ) روى نمود و از آنجا به قلعهء تبرهنده كه مقرّ جيپال بود رفته آن ولايت را مسخّر كرد . و در محرم سنهء ثلاث و تسعين و ثلثمائة ( 393 ) از غزنين به سيستان رفته عزيمت هند نمود و قصد بهاتيه كه در نواحى ملتان است كرد و بيجىراى راجهء آنجا خود را از ترس سياست سلطانى به خنجر هلاك ساخت و سرش نزد سلطان آوردند و هنود بسيار از شمار افزون به تيغ بىدريغ به راه عدم آباد شتافتند و دويست و هفتاد فيل به غنيمت گرفت و داود بن نصر ملحد حاكم ملتان از دست سلطان عاجز شده هر ساله بيست بار بيست هزار درم قبول نمود و در وقت توجه به ملتان انندپال بن جيپال در سر راه سلطان به مخالفت برخاست و بعد از جنگ فرار نموده به كوهستان كشمير رفت و سلطان به راه هند به ملتان رسيد و اين واقعه در سنهء ست و تسعين و ثلثمائة ( 396 ) بود . و در سنهء سبع و تسعين و ثلثمائة ( 397 ) ميان او و ايلكخان پادشاه ماوراء النهر در بلخ جنگ واقع شد و سلطان محمود ظفر يافت و ايلكخان در سنهء ثلث و اربعمائة