سيد اصيل الدين عبد الله واعظ
124
مقصد الاقبال سلطانيه ومرصد الامال خاقانية ( فارسى )
خواجه چنان كرد . شيخ الاسلام فرمود كه : « مصلا بر طاق نه و برو علم بياموز كه زاهد بىعلم سخرهء شيطان است . » گفت : « قبول كردم ديگر چه فرمائى ؟ فرمود كه : « چون تو از تحصيل فارغ شوى احياى خاندان كن كه آبا و اجداد تو مردم بزرگ بودهاند و صاحب كرامات . » حضرت خواجه مودود فرمود : « مرا احياى خاندان مىفرمائيد ، هم شما بر وجه تيمن و تبرك مرا اجلاس فرمائيد . » شيخ الاسلام فرمود : « پيشتر آى . » خواجه آمد و دست وى را بگرفت و بر كنار چار بالش خود بنشاند و سه نوبت گفت : « به شرط علم . » پس سه روز در خدمت شيخ الاسلام بود و فوايد گرفت و نوازش يافت و بازگشت . و بعد از آن به اندك فرصتى به جهت تحصيل علوم و تكميل معارف به جانب بلخ و بخارا تشريف برده و مدت چهارسال به قدر وسع و امكان در آن باب اجتهاد نمود . و در آن ديار هرجا آيات غريبه و كرامات عجيبه كه تفصيل آن باعث تطويل است به ظهور رسيده است . و بعد از آن به چشت مراجعت نمودند و به تربيت مريدان و مستعدان مشغول شده و از اطراف طالبان روى ارادت به خدمت و صحبت وى آوردند . وفات ايشان در سال پنجصد و بيست و پنج هجرى . و قبر وى در چشت است . شاه سنجان نام ايشان محمود است و لقب ركن الدين از ده سنجان خاف بوده . و مريد خواجه مودود چشتى است . و گويند در مدتى كه به چشت اقامت مىنمود ، هرگز در چشت نقض طهارت نكرده . چون خواستى كه طهارت كند سوار شدى و از چشت بيرون رفتى و طهارت ساختى و مراجعت نمودى . و مىفرمود كه : « مزار چشت مقامى مبارك و منزل متبرك است روا نباشد كه آنجا بىادبى كنند . » و گويند كه پيشتر وى را خواجه سنجان مىگفتند . و خواجه مودود