سيد اصيل الدين عبد الله واعظ

پيشگفتار 14

مقصد الاقبال سلطانيه ومرصد الامال خاقانية ( فارسى )

معتمدان خود را به طريق نهانى از شهر بيرون فرستاد ، تا از دور سپاهى به مخالفان نموده ، آوازه در انداختند كه لشكر اوزبك رسيد و در شهر نقارهء شاديانه زده بنابرآن تزلزل به اركان ثبات و قرار لشكريان ميرزا عبد اللّه راه يافته ، سر خويش گرفتند و طريق سمرقند در پيش ، و بهادران سپاه سلطان سعيد دشمنان را تعاقب نموده ، بسيارى از احمال و اثقال و خيول و بغال ايشان به غنيمت گرفته و چون گريختگان به دار السلطنهء سمرقند رسيدند ميرزا عبد الله ابواب خزاين گشاده و زر وافر به لشكريان داده ، عزم فرموده ، به ترتيب اسباب مقابله و تكميل آلات مقاتله اشارت نمود . و از آن جانب سلطان سعيد معتمدى نزد ابو الخير خان كه در زمان پادشاه الوسى جوجى خان بود - فرستاده ، مدد طلبيد . و ابو الخير خان آن ملتمس را به عز قبول اقتران داده ، با سپاه فراوان در نواحى بسى به ميرزا سلطان ابو سعيد پيوست و آن دو پادشاه صاحب تائيد بعنايت ملك ملك بخش شانه واثق بوده ، روى به دار السلطنهء سمرقند نهادند . و ميرزا عبد الله از اتفاق اعدا آگاه شده ، با لشكرى به عدد قطرات امطار از شهر بيرون آمده و چون از آب كوهك بگذشت ، سياهى سپاه ابو الخير خان و سلطان سعيد ظاهر گشت و آن دو پادشاه عالى گهر ، صفوف قتال آراسته ساخته از طرفين مردان دلاور مانند امواج بحر اخضر در يكديگر افتادند و تا نم قوت در جگر توانائى داشتند ، داد پردلى و پهلوانى دادند . زمين از خون كشتگان رنگ شفق گرفت و فضا و هوا از صعود گرد معركه هيجا سمت تضييق پذيرفت . آخر الامر تأييد ملك مجيد شامل حال سلطان سعيد شد و ميرزا عبد الله عنان به صوب فرار منعطف گردانيد . در اثناء راه بارگير او در لاى فرو رفت و شاهزاده اسير سرپنجهء تقدير گشته در شب دوشنبه بيست و دوم جمادى الاولى سنه خمس و خمسين و ثمان مائه به حكم ميرزا سلطان ابو سعيد جام شهادت دركشيد و