شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى

27

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )

رمح زرين شهاب و مهرهء سيمين ماه * گوى چوگان اتابك نصرة الدين احمد است از تنور گرم گردون چون برآيد قرص خور * ريزهء خوان اتابك نصرة الدين احمد است ماه نو چون حلقه در گوش فلك دانى كه چيست * نعل يكران اتابك نصرة الدين احمد است [ آن « 1 » جراحت چيست هرشب كز فلك خون مىچكد * زخم پيكان اتابك نصرة الدين احمد است ] با خرد گفتم كه فهرست كتاب عدل چيست * گفت عنوان اتابك نصرة الدين احمد است گفتم اين طغراى دولت چيست بر منشور ملك * گفت فرمان اتابك نصرة الدين احمد است [ گفتم « 2 » اين باران رحمت چيست بر آفاق ، گفت * فيض احسان اتابك نصرة الدين احمد است ] گفتم اين قصر مشيد * 150 برتر از افلاك چيست * گفت ايوان اتابك نصرة الدين احمد است آيت تمكين و تعظيم و نوال معدلت * جمله در شان اتابك نصرة الدين احمد است و اين معانى كه تقرير و تحرير از ضبط و شرح آن « 3 » قاصر است ، از سر يقين صادق دامن‌گير هيچ پادشاه نشود و اين مكارم اخلاق و حسن اشفاق ، لاسيما به اوقات غيظ و غضب ، جز به قوت دين درست و اعتقاد پاك در باطن هيچ صاحبقران « 4 » * 151 ظاهر نگردد . زهى كمال حزم و بيدارى و وفور لطف « 5 » و دلدارى و شمول رأفت و مرحمت و سبوغ « 6 » احسان و مكرمت : هذى المكارم لاقعبان من لبن * شيبا بماء فصارا بعد ابوالا هذى المآثر لاثوبان من يمن * خيطا قميصا فعادا بعد اسمالا * 152 حق سبحانه و تعالى سايه معدلت اين پادشاه صاحب دولت و شهنشاه همايون طلعت « 7 » و شهريار گردون حشمت و ميمون دولت را تا دامن قيامت بر سر كافّهء خلايق « 8 » مبسوط « 9 » و گسترده دارد و آفتاب سلطنت او را از وصمت كسوف صروف و معرّت * 153

--> ( 1 ) - اساس : ندارد . ( 2 ) - اساس : ندارد . ( 3 ) - ج : + عاجز . ( 4 ) - اساس : صاحب فرمان . ( 5 ) - ج : رحمت ( 6 ) - ج : شيوع ( 7 ) - ج : فطرت . ( 8 ) - ب و ج : خلق ( 9 ) - ب و ج : + مظل