شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى

28

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )

زوال و انتقال « 1 » ايمن « 2 » و مصون گرداند . [ بمحمّد و آله الامجاد ] . « 3 » [ همينش « 4 » بس از كردگار مجيد * كه توفيق خيرش بود بر مزيد ] دل و كشورش جمع و معمور باد * ز ملكش پراكندگى دور باد غم از گردش روزگارش مباد * و ز انديشه بر « 5 » دل غبارش مباد درونش به تأييد حق شاد باد * دل و دين و اقليمش آباد باد [ در « 6 » ذكر شروع در تاليف ] اما بعد ، از مدتى مديد و عهدى بعيد ، باز * 154 دل را آرزوى « 7 » آن دامنگير بود كه اگر سپهر بدمهر فرصت رخصت دهد و ايام بىفرجام « 8 » از سر مضايقت برخيزد ، گردون دون در تيسر اسباب ، طريق مسامحت سپرد ، كتابى تاليف كرده شود ، مشتمل « 9 » بر ذكر اخبار ملوك ماضيه و محتوى بر آثار امم سالفه و كيفيت « 10 » زمان متقدم و چگونگى اوقات متقادم * 155 ، چنان كه پسنديدهء نظر ارباب فضل و محبوب طبع خداوندان عقل « 11 » آيد . بلفظ كقطر المزن فى ارض مجدب * و نظم كدمع الوجد فى عين من يصبو * 156 بود همچون خرد مقبول دلها * شود در حسن منظور نظرها بسان قطره باران كه در باغ * كند پيدا ثمرها بر شجرها ز الفاظ و عبارات بديعش * كند در خاطر دانا اثرها خود دور سپهر « 12 » و گردش گردون بىمهر به مقتضاى عادت خويش كه هردم

--> ( 1 ) - ج : + اين مكان . ( 2 ) - ب ج : محفوظ . ( 3 ) - اساس : ندارد . ( 4 ) - اساس : ندارد . ( 5 ) - ب : در ( 6 ) - اساس : ندارد . ( 7 ) - ج : آن آرزو . ( 8 ) - ج : بدفرجام ( 9 ) - ب : - مشتمل ( 10 ) - ب : - كيفيت ( 11 ) - ب و ج : + و راى ستوده . ( 12 ) - ج : دور و گردش سپهر بىمهر .