شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
428
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
( * 3 ) - كلّا و حاشا : هرگز و دور باد ، پاك باد ، در عربى اين كلمات را در مقام انكار استعمال كنند . ( * 4 ) - تلقّى المعالى عن اوايل رشده . . . : از ابتداى رشد خويش بزرگيها و بزرگواريها را گرفت و پيوسته آن را براى ما آشكار مىكند و تكرار مىكند و آن را بلند و محكم گردانيد تا به ارث بردنش را سزاوار شد و كسى كه بزرگوارى را بلند و محكم نمىگرداند آن را به ارث نمىبرد . اين دو بيت در صفحهء 356 كليله و دمنه ، تصحيح مجتبى مينوى چنين آمده است : تلقّى المعالى عن أوايل قومه * فثمّ يثنّيها لهم و يعيدها و شيّدها حتّى استحقّ تراثها * و لا يرث العلياء من لا يشيدها ( * 5 ) - عرقوب : بر وزن مرغوب ، نام شخصى بوده از عرب . و او به خلف وعده مشهور بوده است . عرقوب بن صخر يا عرقوب بن معبد بن اسد است ، از عمالقه كه كاذبترين اهل زمان خود بود و در اخلاف وعده بدان مثل زنند . ر ك منتهى الارب . ( * 6 ) - ندب : به فتح اول و ثانى بر وزن ادب ، داو كشيدن بر هفت باشد در بازى نرد ، و آن را به عربى عذرا خوانند . و چون از هفت بگذرد و به يازده رسد ؛ آن را تمامى ندب و داوفره گويند و به عربى وامق گويند . و چون بر هفده رسد آن را دست خون گويند و اگر از دست خون بگذرد ؛ حكم اول پيدا مىكند ، چه داو بر هژده نمىباشد . ر ك : برهان قاطع . خصل : به فتح اول بر وزن وصل . به معنى ندب است كه داو بر هفت باشد در بازى نرد . و شرط و پيمان در تيراندازى و گروبندى قمار نيز هست . ر ك : برهان قاطع . معنى بيت چنين مىشود : من در حالى كه ميان نوزده و بيست سالگى هستم از همگنان در فضيلت و دانش گرو بردهام . ( در كسب فضيلت اول شدهام و بر همگان برترى دارم ) . ( * 7 ) - اسير الهوى ! ان شئت . . . : اى اسير هوى و هوس ، اگر مىخواهى شكايت سربده ( فرياد بزن ) و اگر مىخواهى صبر كن ، از اسارت هيچ رهايى ندارى و هركس از اين شرابى كه من نوشيدهام ، بنوشد ، تا روز قيامت از مستى ، بهبودى ندارد . ( مدام مست