شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
429
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
خواهد بود ) ( * 8 ) - أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ : هان ( بشارت بده ) ، همانا يارى خدا نزديك خواهد بود . آيه 214 سوره 2 ( البقره ) . ( * 9 ) - ترت و مرت : زير و زبر ، پراكنده و پريشان . ( * 10 ) - تاريخ بلعمى درباره اموال و خواستههايى كه بهرام پس از پيروزى بر خاقان ، بدست آورده بود چنين گفته است : " بهرام ، خاقان را به دست خويش بگرفت و بكشت و در آن لشكرگاه چندان خواسته بماند كه آن را نهايت نبود و بر تاج خاقان گوهرى نشانده بود كه قيمت آن كس ندانستى . ديگر روز بهرام آن خواستهها برگرفت و به سوى برادر فرستاد با پنجاه مرد . " ص 121 . در شاهنامه كهن چنين مىخوانيم : " با سر بريدهء خاقان و افسر و خواستههاى فراوان به آذربايجان بازگشت و فرمان داد كه افسر خاقان را در آتشكده بياويزند و مهين بانوى خاقان و كنيزكانش را به خدمتكارى آتشكده واداشت . " ص 322 . ( * 1 / 10 ) - دواعى : جمع داعيه ، سببها ، اسباب ، انگيزهها . ( * 11 ) - لولا اللسان ما الانسان . . . : اگر زبان نبود ، انسان جز حيوانى بىاستفاده و يا ستورى سرگردان نبود . ( زبان انسان او را از ديگر موجودات متمايز كرده است ) . ( * 12 ) - العود لو لم يطب منه . . . : اى دوست اگر بوهاى خوش عود نباشد چه فرقى است ميان عود و هيزم . ( آنچه كه عود را از خاشاك متمايز مىكند بوى خوشش است ) . ( * 1 / 12 ) - مضراب : نوعى آلت صيد مرغ و ماهى . ( در اينجا ) ( * 13 ) - الآن تمّ فى الانسانيّة : اكنون در انسانيت كامل شد . ( * 14 ) - احنّ الى لقائك كلّ يوم . . . : هر روز ديدار تو را آرزومندم همانگونه كه غريب آرزوى وطن مىكند . در دنيا شادمانى من تويى ، پس روزى كه تو غايب شوى تمامى لذات من غايب مىشوند . ( * 15 ) - قصيرة عن طويلة : كمى از بسيارى ، خلاصه كلام .