شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى

423

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )

" ذكر پادشاهى هرمز بن نرسى بن بهرام و پسر او شاپور ذو الاكتاف " ( * 1 / 1 ) - حليف الفراش : آنكه بر اثر بيمارى در بستر افتاده باشد . ( * 2 / 1 ) - حليله : زن شرعى مرد ، همسر ، زوجه . ( * 3 / 1 ) - هانت الدّنيا عليه . . . : دنيا در نزد او خوار شد ( تسليم او شد ) و همچون شىء غارت شده‌اى در دست اوست . جود و بخشش صبح و شب ملازم دو دست اوست . ( * 4 / 1 ) - فظيع : كار سخت و زشت . كارى كه در شناعت و بدى از حد درگذشته . ( * 5 / 1 ) - سانح : امرى كه براى انسان روى دهد ( اعم از خير و شر ) ، واقعه . ( * 2 ) - تاريخ بلعمى وجه تسميه شاپور ذو الاكتاف را چنين نوشته است : " هر كجا يكى از عرب يافتى ؛ بكشتى يا هردو كتفش بينداختى و او را شاپور ذو الاكتاف خواندندى " . ص 105 . شاهنامه كهن چنين بيان كرده است : " آن كشتار را به ديگر تازيان فراگسترد و آنان را در خانه‌ها يا پناهگاهها با گرفتاريهايى كشنده و نابودكننده ، كشت و شانه‌هاى پنجاه هزار تن را شكافت و براى همين او را ذو الاكتاف ( شانه شكاف ) خواندند . " ص 302 . ( * 3 ) - ذلِكَ يَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النَّاسُ . . . : اين روز ( روز محشر ) روزى است كه همه خلق در آن جمع شوند و جزاى اعمال خود را ببينند . آيه 103 سوره 11 ( هود ) ( * 4 ) - تاريخ بلعمى مدت گرفتارى قيصر روم به دست شاپور را ده سال ذكر كرده و چنين نوشته است : " سپاه روم را هزيمت كرد و بسيار از ايشان بكشت و ملك روم بگرفت و او را با آهن