شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
384
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
" ذكر پادشاهى فريدون و صفت جهاندارى او " ( * 1 ) - ملك تواضعت الملوك . . . : پادشاهى كه پادشاهان بهسبب عزتش او را تواضع مىكنند و افلاك و روزگاران از او اطاعت مىكنند و هيبت او با محبت آميخته است و نيكان و بدان به او نزديكاند . ( * 2 ) - انّ فريدون لم يكن . . . : همانا فريدون فرشته نبود و با مشك و عنبر هم آميخته نشده بود ، با داد و دهش به اين مرتبه رسيد ، تو داد و دهش و نيكوكارى كن ، فريدون تويى . ( * 1 / 2 ) - محموده : داروى مسهل ، سقمونيا ، از مسهلهاى بسيار قوى كه از قديم الايام مورد استفاده قرار مىگرفته است . عين عبارت را از صفحهء 13 جلد اول تاريخ جهانگشاى جوينى برگرفته است . ( * 3 ) - منضجات : جمع منضج ، پخته شده ، رسيده شده . ( * 4 ) - لاحت امارات السّعادة . . . : نشانههاى خوشبختى در بين آنها آشكار شد و ستارگان بخت و اقبال در ميان آنان مىدرخشند . ( * 5 ) - طراز سكه : نگار سكه ، زينت سكه . ( * 6 ) - سداب رنگ : به رنگ سداب ، سداب : گياهى داراى برگهاى ضخيم و آبدار و سبز مايل به آبى است . ( * 7 ) - سجيّت : خلق ، خوى ، عادت ، طبيعت ، جمع سجايا و سجيّات . ( * 1 / 7 ) - منايح : جمع منيحة ، بخششها ، دهشها ، مواهب . ( دهخدا ) ( * 8 ) - اريحيّت : فراخخويى ، وسعت خلق ، شادى كه در بخشايش و جود دست دهد . ( * 9 ) - قطع مفاوز : طى كردن بيابانهاى بىآب و علف . مفاوز : جمع مفازه ، جاى هلاك شدن ، مهلكه .