شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى

383

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )

و درّه‌ها و كوههاى خوفناك را بسيار بالا رونده است ( مراد امرهاى دشوار و بزرگ است ) . زمانى كه عمامه را بر سر خود بگذارم مرا مىشناسيد يا زمانى كه عمامه را از سر خود بردارم و بر زمين بگذارم ، مرا مىشناسيد . ( مراد : آنگاه كه شروع به كار كنم مرا مىشناسيد كه مردى شجاع و جنگ‌ديده و اهل كار هستم . ) جلّا : كسى كه كارهاى عظيم را انجام دهد . طلّاع : بسيار طلوع‌كننده ، بالا رونده . مبالغة من الطلوع يقال فلان طلع الجبل اى علاه . الثنايا : ج الثنيه : طريق العقبه . طلّاع الثنايا : كناى از كارآزموده . ( اقرب الموارد ) . اين بيت در صفحهء 222 جلد اول جامع الشواهد تأليف محمد باقر شريف نيز آمده است . ( * 37 ) - آصف بن برخيا . يكى از علماى بنى اسرائيل و طبق روايات وزير حضرت سليمان عليه السلام بود و بر علوم غريبه تسلط داشت . ( * 38 ) - يا أَرْضُ ابْلَعِي ماءَكِ وَ . . . : و به زمين خطاب شد كه فورا آب را فروببر و به آسمان امر شد كه باران را قطع كن و آب به يك لحظه خشك شد و حكم ( قهر الهى ) انجام يافت و كشتى بر كوه جودى قرار گرفت . آيه 44 سوره 11 ( هود ) . ( * 39 ) - كلاءت : نگه داشتن . ( * 40 ) - خلقت مساعيه الشّريفة . . . : تلاشهاى شرافتمندانه او در بزرگى ، بمانند روحها در بدنها آفريده شده‌اند . ( * 41 ) - تاريخ بلعمى دربارهء بزرگداشت كاوه چنين نوشته است : " پس چون جهان با فريدون راست شد ، كاوه را سپاه‌سالار خويش كرد و هرچه از بيرون برده بود ؛ همه در زير دست كاوه كرد . " ص 28 . شاهنامه كهن : " ( فريدون ) فرمان داد كه به كاوه و فرزندش ، قارن خلعتها دهند و پايگاهشان را بركشند و چندان مال و خواسته به آنان دهند كه خرسند و خشنود گردند " . ص 58 . ( * 42 ) - كانّما الصّبح من لالاء . . . گويى كه سپيدى صبح از سپيدى درخشان آن است و سياهى شب از سياهى موهاى خميده آن . ( * 43 ) - من استعان به غير اللّه . . . : كسى كه در كارى از غيرخدا يارى بجويد ، همانا ياريگر او عجز و ناتوانى است .