شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى

302

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )

[ ستم « 1 » مكن كه درين كشت زار زود زوال * به داس دور همان بدروى كه مىكارى و آخر ، كار بدان انجاميد كه صاحب هياطله به‌واسطهء صدور « 2 » فعلى ناستوده بر وى متغير شد و لشكر گران فرستاد تا با وى محاربت كردند و او در آن حرب كشته شد . و گويند طاقت مقاومت نداشت و در حال « 3 » عزيمت « 4 » انهزام ، به خندق عميق رسيد و با اسب و سلاح در آن خندق افتاد و مدت ملك او به قولى بيست و يك سال بود و به قولى بيست و شش سال . * 5 و اين فيروز را دو پسر بود يكى بلاش و دويم « 5 » قباد . و كار ملك‌دارى و منصب پادشاهى « 6 » پس از پيروز بر بلاش كه فرزند دلبند و ارشد و خلف انجب « 7 » بود ؛ مقرر شد و قباد از قصد او چون ايمنى نداشت ، راه گريز پيش گرفت و به تركستان رفت و بلاش بغايت عدل‌گستر و رعيت‌پرور بود و در انواع هنر ، بصيرتى كامل و در فنون آداب ، ذهن صافى داشت و در همت جيد و بلند خود ، آيتى بود از آيات و ما خلقت الّا لجود أكفّه و اقدامه الّا لفيض المواهب . * 6 و اگر به شرح نبذى * 1 / 6 از اوصاف ستوده و اخلاق پسنديدهء او قيام نموده آيد ، سخن دراز گردد . و از آثار او عمارتى عالى است در حدود مداين كه به ساباط معروف است و مدت ملك او چهار سال بود و قباد از خاقان ترك مدد خواست و با عددى انبوه بازگشت و چون به نيشابور رسيد خبر مرگ برادر شنيد . اگر چند مرگ برادر نخواست « 8 » * كه هردو ز يك صنو * 2 / 6 بودند راست ولى رغبت شاهى و خسروى * همىداشت پشت اميدش قوى بر فور ، لشكر را بازگردانيد و فرصت غنيمت شمرد « 9 » و چون باد كه صحرا پيمايد و

--> ( 1 ) - اساس از " حصده " تا " حرمهاى ديگر " به دليل افتادگى صفحات ندارد . ( 2 ) - ج : - صدور . ( 3 ) - ج : حالت . ( 4 ) - ج : - عزيمت . ( 5 ) - ج : ديگرى . ( 6 ) - ج : شاهى . ( 7 ) - ج : دلچسب . ( 8 ) - ج : بخواست . ( 9 ) - ج : شمرده .