شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى

300

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )

ذكر پادشاهى « 1 » يزدجرد بن بهرام و حال « 2 » او چو شد گور مأواى بهرام گور * هم از تخت گشت و هم از تاج ، عور « 3 » وليعهد او يزدجرد سليم * كه دستش سخى بود ، طبعش حليم « 4 » به تخت بزرگى برآمد چو مهر * برافروخت از دولت بخت چهر ببخشيد بر بيوه و بر يتيم * به درويش درمانده زر داد و سيم و اين يزدجرد ، خسرو عادل و پادشاهى عاقل بود و در محاسن آداب و مكارم اخلاق كامل و دستى منفق و طبعى مشفق داشت . مال بپاشيدى و گنج ببخشيدى و از فقر نينديشيدى . چون جاى پدر به مكان او زينت گرفت ؛ خلايق از بثّ معدلت و نشر مرحمت او فوايد و منافع زيادت از آن يافتند كه در زمان بهرام ، گويى زبان ايام در شأن او اين بيت مىخواند : كم من اب قد علا بابن له شرف * كما علا برسول اللّه عدنان * 1 و او به يزدجرد سليم از اين جهت « 5 » اشتهار يافت كه با همگنان سخن به حلم گفتى و قيام به التزام مصالح خلق از سر شفقت نمودى و رسوم محدث برداشتى و قواعد نيكو وضع كردى ؛ لاجرم كافهء سپاه و رعيت و جمهور خدم و حشم به دعا و ثناى او يكدل و يك

--> ( 1 ) - ج : سلطنت . ( 2 ) - ب و ج : احوالات او . ( 3 ) - ب : دور . ( 4 ) - ج : كريم . ( 5 ) - ج : - جهت .