شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
278
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
بدت شمس النّهار غداة صحو * على وجه السّماء بلا حجاب فما شبّهتها الّا بوشى * على المرآت من ذهب مذاب * 7 روى به طرف خصم آورد و با لشكرى مخالف « 1 » كارزاى كرد كه ذكر آن بر صفحات ايام تا روز « 2 » قيامت باقى ماند و چون بخت مساعدت ننمود و اقبال مسامحت بكرد « 3 » ؛ آثار فتور در حشم شاپور به ظهور انجاميد و سپاه دشمن غلبه كرد و او با چندين « 4 » معدود راه انهزام گرفت و چند وقت به ياوگى « 5 » گرد آن ولايت مىگشت و با بخت و روزگار عتاب مىكرد و مىگفت : صبر و ظفر هردو دوستان قديمند * بر اثر صبر نوبت ظفر آيد بگذرد اين روزگار تلختر از زهر * باز يكى « 6 » روزگار چون شكر آيد تا باز چرخ معاند ، مساعد شد و از چپ و راست ، سپاه رميده ، در ظلال رايات « 7 » منتظم گشت و دفينهء موروث « 8 » بر حشم انفاق كرد و عددى بىمر و حشرى « 9 » فزون از ذره و ذر ، گرد آورد و نخست رسولى سخندان به قسطنطين فرستاد و رسالتى نبشت منطوى بر ذكر آنكه : من بار ديگر لشكرى انبوه برنشاندهام و مثل مشهور كه : العود احمد * 8 خوانده و به انتقام خلقى تمام كه از ما كشته و خواسته و برده فراوان بردهاى ، آستين بر زدهام و ميان بسته « 10 » ، اگر چنان كه ملتزم خونبهاى كشتگان مىشوند و عوض مالى خطير كه در معرض نهب و غارت افتاده مىفرستند و ولايت نصيبين كه در عهود سالفه از مضافات عراق بوده و امروز در تصرف نواب ديوان تست ، باز مىگذارى ، شمشير خلاف در غلاف كنيم و هم از اين مقام عزم انصراف مصمم داريم و الا ، لمؤلفه : به سم ستوران پولاد سم * كنم نام روم از اقاليم گم
--> ( 1 ) - ب : مخالفت . ( 2 ) - ب : - روز ج : دامن قيامت . ( 3 ) - اساس : نكرد ( كه اصلاح شد ) . ( 4 ) - ج : چند . ( 5 ) - ب : به پيادگى . ( 6 ) - ج : بار دگر . ( 7 ) - ب : رايت . ( 8 ) - ج : موفور . ( 9 ) - ب : حصرى . ( 10 ) - ب و ج : بربسته .