شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
279
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
به آتش فشان خنجر آبدار * از آن بوم و آن بر ، برآرم دمار و قسطنطين چون رسول ، رسالت بگزارد « 1 » و شرايط ابلاغ به تقديم رسانيد ؛ از خوف آنكه چهرهء عمرانات به دود عبور دو سپاه ، سياه شود قرار بر صلح داد و عهدنامهء نبشتند مسجل به سجلات شرعى و موشح به توقيعات « 2 » ديوانى و ولايت نصيبين به نواب شاپور تفويض رفت و شاپور از اصفهان و عراق و اصطخر فارس ، دوازده هزار مرد با اهل و عيال از عاج كرد و مثال داد تا آنجا مقيم شوند و به حراثت و زراعت اشتغال نمايند « 3 » و از روم خواسته بسيار و مراكب راهوار و اصناف و غلامان ترك و قبچاق و اسلحه و امتعه و ملبوس و مفروش به حضرت شاپور فرستادند و او آن تحف و هدايا قبول كرد و متوجه عراق گشت و چون به عراق رسيد ، مداين را بنياد نهاد و به يك سال به اتمام رسانيد و آن را دار الملك ساخت و آنجا اقامت نمود و از اطراف ممالك روى به حضرت او آوردند و مدت ملك او هفتاد و دو سال بود و پس از وى شاپور بن شاپور كه پسر صلبى و وليعهد او بود به پادشاهى نشست .
--> ( 1 ) - ب و ج : بگذارد . ( 2 ) - اساس : توفيقات ( كه اصلاح شد ) . ( 3 ) - ب : مشغول گرداند .