شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى

266

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )

بفرمود تا او را بيرون كشيدند و هردو گيسوى آن نوعروس را بر دنبال اسب شموس * 5 / 9 بستند و سر به صحرا دادند و جزاى « 1 » فعل نكوهيده و مكافات كردار ناپسنديده به روزگار او لاحق شد و سر آن سخن كه ارباب درايت و اصحاب تجربت گفته‌اند بر كمال « 2 » عيار زر به عون و عنايت آتش وقوف توان يافت و ستور « 3 » را در احتمال بار گران به قوت دليل توان گفت و مرد را در دادوستد به امانت توان شناخت و هرگز علم به نهايت احوال زنان و كيفيت بد عهدى ايشان محيط نشود ، چنان كه در اين دو بيت مذكور است : فان هى اعطتك اللّيان فانّها * لغيرك من خلّانها ستلين و ان حلفت لا ينقض النّأى عهدها * فليس لمخضوب البنان يمين * 10 روشن و آشكارا گشت و هنر و آداب شاپور زيادت « 4 » از آن است كه عبارت بيان و اشارت بنان به درك آن احاطت « 5 » يابد و فوايد كلمات او در كتب مدون است و بر صحف مسطور « 6 » و اهل دانش از مطالعه آن مستفيد شوند و حفظ آن را فضيلتى شمرند . اين زلال از منبع آن خاطر درياوش است « 7 » * وين بخور از مجمر آن طبع همچون آتش است لا عصمة الّا بتوفيق اللّه و لا حلم الّا بتأييده و لا صدقة « 8 » الّا بنيّة و لا راى الّا بمشورة * 11 و از آثار او يكى شهر شابور « 9 » است كه طهمورث ديوبند آن را بنا كرده بود « 10 » و اسكندر رومى در وقت عبور بر آن صوب چنان خراب كرد كه جز رسمى و طلى نگذاشت و شاپور در عهد دولت خويش بر آن رسوم و اطلال بگذشت و تاملى

--> ( 1 ) - ب و ج : + آن . ( 2 ) - ب و ج : كماهى . ( 3 ) - ب و ج : شتر . ( 4 ) - ب و ج : زياده . ( 5 ) - ب و ج : احاطه . ( 6 ) - ج : مسطر . ( 7 ) - نسخه ب : از " درياوش است " تا " ز انديشه انگشت بر لب گرفت " ندارد . ( 8 ) - ج : صدق . ( 9 ) - ج : شاپور . ( 10 ) - ج : بنا كرد .