شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى

267

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )

پادشاهانه نمود و مستقر عز و سرير سلطنت ملوك سالفه « 1 » ، ياد آورد و قطرات عبرات بر صفحات وجنات روان كرد و گفت : هى المشاهد و الآثار و الطّلل * مخبّرات بانّ القوم قد رحلوا * 12 و بفرمود تا آن « 2 » را تجديد نيكو كردند و باز به حال عمارت آوردند و اكنون در شعبى كه بر صوب قريه نيشابور است ، غارى است مهيب ، و صورت شاپور را از سنگ تراشيده‌اند و به شكل ستونى در ميان « 3 » غار ايستاده و ازطرفى ديگر همچنين « 4 » شعبى هست و صورتها بر آن نگاشته‌اند و تمثالها انگيخته و بلاد شاپور از جبل حيلويه « 5 » كه از اعمال و مضافات فارس است و قصبه جند « 6 » شاپور كه از نواحى خوزستان است و شادروان شاپور كه مشهور است از جمله آثار و بناهاى اوست . و گويند كه به بغداد رسيد و چند روز آنجا اقامت كرد روزى آوازه درافتاد كه جمعى مردمان بر دجله مىگذشتند از ازدحام اقدام و انبوهى خلق ، مجال گذار نبود ، در دجله افتادند و غرق شدند . فرمود كه « 7 » دو جسر ببندند تا يكى ممر روندگان باشد و دويّم راه گذر « 8 » آيندگان و اين اختراع را از جمله انديشه‌هاى صواب او دانستند و او مدت سى و يك سال و چند ماه پادشاهى كرد و نام نيك و ذكر جميل و آثار خير يادگار گذاشت . چو نيك و بد بخواهد هردو بگذشت * خنك آنكس كه نيكى كرد و بگذشت

--> ( 1 ) - ج : سابقه . ( 2 ) - ج : او را . ( 3 ) - ج : ميانه . ( 4 ) - ج : همچون . ( 5 ) - ج : حيلوله . ( 6 ) - ج : جند . ( 7 ) - ج : تا . ( 8 ) - ج : راهگذار .