شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى

246

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )

اسكندر بخنديد و گفت : « 1 » اگر دارا ما را به لشكر انبوه انذار كند و فرعون‌وار به نخوت : أَ لَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَ هذِهِ الْأَنْهارُ تَجْرِي . . . ، * 11 اصرار نمايد و ابرهه كردار از اسرار : أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحابِ الْفِيلِ * 12 و دقيقه كيد و تضليل آن غافل ماند ، داناى مدرك و فاضل محنك داند كه چون باز بلندپرواز شرقى پر و بال ضياء بر آفاق بگستراند و شاهين زرين چنگل سيمين زنگل خاورى ، از آشيان آسمان در طيران آيد بغاث نجوم طيار و فراخ كواكب سيار را نورى و فروغى نماند « 2 » . چو خورشيد ، جرم افكند در جهان * شوند اختران از نظرها نهان درخشيدن ماه چندان بوَد * كه خورشيد رخشنده پنهان بود مثال حيلت ايشان با حمله من همان مثال است كه دوك بيوه زن « 3 » با رمح ذو اليزن و روغان روباه محتال با پارسان آهنين چنگال . گفتند به اصابت راى چنان لا يقتر كه يك سريه از سراياى لشكر به شكل گله‌بانان در فلان مرغزار به علت علف‌خوار اقامت نمايند و جاسوس‌وار مترصد راه و مترقب حال باشند ، چنان كه يزك سپاه و ساقه لشكر ما به ايشان ملحق شوند و ما بر عقب تاختن كنيم و تا به وقت آنكه چهره آسمان از سايه زمين مظلم شود و سپاه روم از هجوم لشكر زنگ منهزم گردد ، و ليل كانّ الشّمس ضلّت ممرّها و ليست لها نحو المشارق مرجع ، * 13 معنى خويش آشكارا كند به عزم شبيخون بيرون شتابيم و مغافضة ايشان را فروگيريم و صحرا را از خون همرنگ طبرخون كنيم . زان پيشتر كه خصمان بر ما خورند چاشت * ما بر عدوى مملكت خود خوريم شام اسكندر ازين سخن ، جبين درهم كشيد و گفت : شب ، دار الملك سلطان خواب و خلوتسراى استراحت بدن است ، هنگام آنكه هندو بچه‌گان كشميرىنژاد مردمك در مهد ديده به حكم آيه « 4 » : وَ مِنْ آياتِهِ مَنامُكُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ ، * 14 ميل خواب كند ، وين دو لالاى سيه در حرم « 5 » بينايى به ملازمت خيال اشتغال نمايد و در بستر سرمستان

--> ( 1 ) - ج : + كه . ( 2 ) - ب : نمىماند . ( 3 ) - ج : بيوه‌زنان . ( 4 ) - ج : + شريفه . ( 5 ) - ج : جرم .