شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
205
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
ذكر پادشاهى كاووس كى « 1 » و زمان سلطنت او بسر شد همى قصه كيقباد * ز كاووس بايد همى كرد ياد كس از پادشاهان اقليم گرد * چو كاووس كى پادشاهى نكرد قضا پيش حكمش سرافكنده بود * فلك بر در او كمين بنده بود همه داد كرد و همه داد ديد * از آنرو كه گيتى همه باد ديد « 2 » صداى كوس و صيت ناموس و صرامت كيكاووس چون صباى بهار در غايت اشتهار است « 3 » و چون ضياء نهار در نهايت انتشار به همت عالى و نعمت « 4 » متوالى از شاهان جهان بىنياز و به كنف رحيب و مرتع خصيب از سلاطين آفاق ممتاز . گويند پسرزادهء كيقباد و وليعهد اوست « 5 » و روى خوب و منظر محبوب و شمايل مرغوب و هيكلى با شكوه و رايى حكمتپژوه داشت ؛ چنان كه هرمركوب احتمال ركوب او نكردى « 6 » و هربارگى طاقت ران و ركاب او نياوردى « 7 » : چو بر ابرش تند گشتى سوار * بلرزيدى از هيبتش كوهسار چو كردى عنان تكاور رها * گرفتى غبار از سمك تا سما چون به حكم ارث و اكتساب و وجوب استحقاق و ملازمت جدّ و مساعدت جدّ بر
--> ( 1 ) - ج : كيكاوس . ( 2 ) - ب و ج : بود . ( 3 ) - ب : - است . ( 4 ) - ب و ج : نهمت . ( 5 ) - ب و ج : بود . ( 6 ) - ب : نياوردى . ( 7 ) - ب : نكردى .