شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى

171

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )

فراهم آورد و عزم انتقام مصمم گردانيد ، چون خبر ورود لشكر منوچهر به مسامع تور و سلم رسيد و از چگونگى نهضت او و صورت انتقامى كه بر صفحه خاطر مصور كرده بود آگاهى يافتند ؛ فكر و انديشه بر نهاد ايشان مستولى شد و خواستند كه به عقل مدرك تدارك آن حادثه كنند . گفتند : اعتماد بر كار محاربت كه عواقب آن در پردهء غيب « 1 » مستور است ، نتوان كرد و تكيه بر قوت و شوكت و خضرت حضرت و نضرت نصرت * 6 نشايد « 2 » زد كه اين هردو از فضيلت رشد « 3 » و رشاد و از نهج عقل و سداد دور است و در مضايق حربگاه ، كسى افتد كه مجال تردّد و مكنت تمكّن و فسحت راى « 4 » در عرصه صلح نيابد ، اگر به صلح ميسر شود كه با دشمن * ره وفاق روى ؛ آشتى به از جنگ است و گر مجال نيابى به آشتى ، چو كلوخ * گرفت خصم بداختر ، جواب او سنگ است صواب چنان باشد كه ما در مقدمه ، راه اتفاق و ايتلاف پيش گيريم و به جانب مجانبت از خلاف استيناف نماييم و به زبان سفيران تبليغ رسالت كنيم كه نخست نظر ما در اصلاح اين كار بر « 5 » صلاح طرفين و فراغ جانبين است . تا به‌واسطهء عبور دو لشكر جرّار ، معمورهء ايران زمين خراب نگردد و كار ملكى چنين كه به كثرت سپاه و رعيّت و طيب عيش و خصب نعمت مضبوط « 6 » و مربوط است در معرض هرج و مرج نيفتد و بىموجب « 7 » خون خلقى مظلوم ريخته نشود ، اگر ملتمس ، مقبول و درخواست مبذول افتاد ، خود مادهء نزاع منقطع و حجاب گفتگوى كه سبب قطعيت رحم و پيوند است ؛ مرتفع شد و الّا عذر ما بارى نزديك خلايق واضح باشد . پس رسولان به عزم گزاردن « 8 » پيغام روى به راه آوردند ، « 9 » چون منوچهر از وصول مقدم

--> ( 1 ) - ب : غيبت . ( 2 ) - ب : - زد . ج : كرد . ( 3 ) - ج : برشد . ( 4 ) - اساس : و عرصه ( 5 ) - ب : - بر . ج : - بر صلاح . ( 6 ) - ب و ج : منوط . ( 7 ) - ج : + و داعيه‌اى . ( 8 ) - ب و ج : گذاردن . ( 9 ) - ج : نهادند .