شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
101
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
سپاه كوه پيكر ، فوج « 1 » بر فوج * چنان كز روى دريا ، موج بر موج سراسر با سنانهاى زره سم * ز سر تا پاى در آهن شده گم گرفته هرطرف شيران جنگى * كمان چاچى و تير خدنگى روان شد ، چنان كه در مقدمهء جيش او سيصد مربط فيل بود كه وقت جلوس همايون او از ديار هند « 2 » آوردند ؛ « 3 » آراسته به برگستوانهاى ذيّال و اسلحه بىمثال ، هريك به ضخامت جثه ، كوهى مهيب و به درشتى هيكل ، طودى عظيم : * 50 همه ژنده پيلان گردون شكوه * به تندى چو دريا به هيكل چو كوه و بر اين سياق بر آن صوب نهضت فرمود و چون افلاك ، سكون در حراك دانست و نجومآسا آسايش در سلوك راه و قطع منازل شناخت : به خورسندى گرفت آن راه در پيش * ولى ز انديشه مىپيچيد بر خويش كه آن توسن عاصى را به دست كدام رايض ، در زير لگام اذلال رام كند و آن نهنگ جافى را به قوت كدام صياد در دام انتقام كشد و چون مسافت ميان جانبين نزديك و آوازه وصول مواكب خسروانه به مقصد متعاقب « 4 » شد « 5 » ، آن مخاذيل را رعبى عظيم و ذعرى * 51 تمام در صميم سينه متمكن و خيال بيم و هراس بر حواشى ضمير متطرق يافتند ، به وجهى كه نوازع ظنون ، عنان طمانينت و سكون از دست ايشان بربود و از كرده پشيمان و از انگيخته نادم شدند ؛ اما ندامت مفيد نيامد و تاسف سود « 6 » نداشت ، لو انّ صدور الامر تبدون للفتى كاعقابه لم تلقه يتندّم . * 52 پس بهاتفاق جمعيتى ساختند و با مدبران ملك و كارگزاران خويش فصلها پرداختند « 7 » و بعد از استشارت و تامّل و كنكاج ، رسولان چربزبان را كه به سحر بيان ، عقدهء وحشت از ضماير بگشايند و به
--> ( 1 ) - ج : بر . ( 2 ) - ب و ج : هندوستان . ( 3 ) - ب و ج : آورده بودند . ( 4 ) - اساس : نزديك . ( اصلاح شد ) . ( 5 ) - ب : شدند . ( 6 ) - ب و ج : سودى . ( 7 ) - اساس : پرداخت .