شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
95
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
گور و شعف به اصطياد آهو و گوزن ، مخيم او اكثر در مصايد * 25 نخجير باشد و مبيت « 1 » اغلب در كنام وحوش و چراگاه سباع سازد و دوست دارد كه مردان سپاه به تير ديدهدوز و بيلك « 2 » * 26 شريان شكاف ذيأب * 27 را بر ارانب و ضباع « 3 » را بر ثعالب دوزند . شاه اين دو كار مىكند از كارها و بس * چندانكه مىكنيم در احوال او نظر يا در شرابخانه خورد بادهء چو لعل * يا در شكارگاه كند صيد جانور و خود در تحقيق اين ابواب ، چه حاجت به چندين تكلّف و تنوّق * 28 چون به بديههء عقل معلوم است كه نگاهبان كشور و قهرمان لشكر چون بضاعت عنفوان شباب در شكار و شراب صرف كند و از وقت بلوج صبح تا ولوج شام * 29 و از مقطع « 4 » شفق تا مطلع « 5 » فلق ، غايت بغيت * 30 و قصاراى امنيّت بر استيفاى مطامع حسّى و استقصاى مطالب شهوى مقصور شناسد و از حقيقت همم الملك الاهتمام في ارباب السّيوف لا في ربّات الشّنوف و في قبض القواضب لا فى بيض الكواعب و فى سمر الرّماح لا فى لثم الملاح و فى اتّخاذ الصّنايع لا فى ابتناء « 6 » المصانع * 31 به سمت غفلت موسوم گردد ، كجا به كفايت مهمّات انام قيام نمايد و چگونه از عهدهء وظايف ارزاق خدم و حقوق مواجب سپاه و حشم بيرون آيد ؟ چو خسرو كند ميل مستى و خواب * شود بىگمان خاندانش خراب مقاسات ، رنج و تعب كردن است * ايالت نه كاسات مى خوردن است از اين انواع فضول ، فصول بر فصول تلفيق دادند و در طى كتابت « 7 » ثبت كرده ، بر قاصدان بادپاى كه گاه سرعت ، آتشوار از پستى بالا گيرند و آب كردار از فراز به نشيب آيند :
--> ( 1 ) - ج : + او ( 2 ) - ب : پيلك ( 3 ) - ج : ضياع ( 4 ) - ب و ج : منقطع ( 5 ) - ب : غايت فلق ، ج : غايت مطلع فلق ( 6 ) - ب : ابتناع ( 7 ) - ج : كتب مثبت كرده