شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
84
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
و از عقوبت تو چندان خايف و ترسان نيستم كه هرچند گناه بزرگ است عفو تو از آن بزرگتر است . لا شىء اعظم من جرمى سوى املى * بحسن عفوك عن جرمى و عن زللى * 106 از توانگر سيم بخشيدن چنان دشوار نيست * آنكه در قدرت ببخشد جرم ، كارى معظم است گر عظيم است از فرودستان عذرآور گناه * از خداوندان همّت عفو كردن اعظم است وصيّت ديگر آنكه آيت جور و رايت ظلم ، مطموس * 107 و منكوس دارد و از ناوك فرياد مظلومان ستمديده و بلارك آه ملهوفان محنت كشيده با پرهيز و برحذر باشد كه گفتهاند : اصابع المظلوم فى وقت السّحر * انفذ فى الاضلاع من وخز « 1 » الابر * 108 و از سوء خاتمت و وخامت عاقبت ظلم كه : الظّلم ادعى شىء الى تغيير نعمة * 109 عاقلانه بازانديشد و در معنى اين دو بيت كه از نتايج قريحت مصنّف است ؛ تامّلى بهسزا و تدبّرى به استقصا واجب داند « 2 » . چنين گفت يك روز آصف به جم * كهاى شهريار ملوك عجم ز من گوش كن پند آموزگار * مكن بد كه بدبينى از روزگار و از اشارات اتّقوا دعوة المظلوم * 110 خود را به تغافل موسوم نگرداند و از ملهم غيب ، نداى : يا ظالما مرحا و العزّ ساعده * ان كنت فى سنة فالدّهر يقظان * 111 به سمع قبول و گوش اعتبار اصغا كند و نقش اين كلمات كه : لا تظلمنّ اذا ما كنت مقتدرا * فالظّلم آخره ياتيك بالنّدم نامت عيونك و المظلوم منتبه * يدعو عليك و عين اللّه لم تنم * 112 نصب العين فكرت و ملحوظ بصر بصيرت گرداند ، شاه چون از سياق اين فصول و اساس اين اصول بپرداخت ، آنگاه گفت : اى فرزند خلف و يادگار سلف ، الآن نرجع الى ما كنّا بصدده * 113 بدان كه جدّ ، مسارعت نمودن است در تحصيل مطالب و جهد ، رنج
--> ( 1 ) - ج : وخذ ( 2 ) - ب و ج : شناسد .