شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى

85

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )

كشيدن « 1 » در اكتساب معايش « 2 » . و عالىهمّت آن است كه در تحصيل معالى و كمال نفس ، سرمايهء مقدرت و بضاعت استطاعت مصروف دارد ؛ اگرچه طبع از او متنفّر و عيش بر تو تنگ شود لانّ السّعادة امر لا يدرك الّا بعيش يضرّك * 114 ، اگر دست امانى به دامن كامرانى رسيد ، خود به دولت كلى كه نتيجهء فطرت جبلّى است فايز و محتظى * 115 شد و اگر مطلوب روى در حجاب تعذّر كشيد ؛ عذر او بارى نزديك خداوندان راى ، واضح و مقبول افتد و « 3 » سرّ : اذا لم يعنك الجدّ فالجدّ باطل * 116 روشن و آشكار شود چنان كه گفته‌اند اذا لم يكن للمرء جدّ مساعد فلا جدّه يغنى و لا جدّه يجدي * 117 اكنون ما « 4 » به حكم بلّغ ما عليك و ان لم يقبلوا فما عليك * 118 آنچه راتبه نصح و وظيفهء تذكير بود بر مصداق : وَ ما عَلَيْنا إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِينُ * 119 گفتيم « و بر رسول نباشد بجز بلاغ » . هذا بَيانٌ لِلنَّاسِ وَ هُدىً وَ مَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِينَ * 120 . طهمورث چون بديد كه شاه را مرسلهء مقال از جواهر الفاظ پرداخته و سلسلهء كلام از انتظام تركيب بيان گشاده شد ؛ روى تواضع و تذلّل بر خاك عجز و مسكنت نهاد و حقّهء دهان به دعا و ثناى شاه جهان چون صدف لؤلؤ و ناف آهو و معدن درّ خوشاب و غاليه‌دان مشك ناب كرد و گفت ؛ لمصنّفه « 5 » : اى كه ز انصاف تو شير فلك روبه است * پايهء تختت ز جاه بر سر مهر و مه است دم به ثنايت نزد ؛ سوسن از آن ابكَم است * سرمه ز خاكت نساخت ؛ نرگس از آن اكمه است كعبه اگر مقصد است ملّت اسلام را * كعبه حاجات خلق حضرت شاهنشه است با همه رفعت فلك ، چاكر اين آستان * با همه حشمت ، جهان بندهء اين درگه است تا قطب مدار فلك و سماك سمك « 6 » و دايرهء افلاك ، محيط مركز خاك و محدّب كرهء اثير ، مماسّ مقعّر قمر منير است دوحهء * 121 ذات ملك ملك صفات و نهال جاه و

--> ( 1 ) - ج : رنج كشيدن است . ( 2 ) - ب : معاش . ( 3 ) - ج : - سر ( 4 ) - ب و ج : - ما ( 5 ) - ب و ج : - لمصنفه ( 6 ) - اساس : و سمك اضافه دارد كه اصلاح شد .