شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى

76

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )

آفات فوات فرصت « 1 » و محذورات اهمال و غفلت « 2 » برحذر باشد و چنان سازد كه آيينه فكرت را از زنگار : و لا اؤخّر شغل اليوم عن كسل * الى غد ، انّ يوم الاعجزين غد * 56 زدوده و صافى و روشن و منجلى دارد و اين دو بيت را كه از منشآت مولف است در اين باب دست‌آويز بزرگ گرداند . لمصنفه « 3 » : اى خردمند ز من بشنو پند * تا نيفتى به تهاون در بند سخن اهل نصيحت بنيوش * در سخن گفتن بيهوده مكوش خار در ديده فرصت مشكن * كار امروز به فردا مفكن وصيّت ديگر آنكه در ميدان آمال كه بس فراخ مجال « 4 » است ؛ عنان آرزو تنگ گيرد و از سوء مغبّت « 5 » * 57 كه حجاب نعيم آخرت است ، عاقلانه بازانديشد و از متابعت هوا و مطاوعت نفس كه ريع و ثمرهء آن حسرت است و ندامت ، بپرهيزد و از دقيقه : لا تترك « 6 » من اجل حظوظ الدّنيا الفانية طلب الفوز بنعيم الآخرة الباقية * 58 كه نفس انسانى به‌وسيلهء مواظبت بر آن ، مدد از صومعه عقل و حظيره * 59 قدس مىيابد خود را به ذهول منسوب نكند و به‌نظر اعتبار در معنى اين كلمات : فمن يذق الدّنيا فانّى طعمتها * و سيق الينا عذبها و عذابها فلم ارها الّا غرورا و حسرة * كما لاح فى ارض الفلاة سرابها مشاربها قد كدّرت حين قدّرت * فيا صاح قل لى كيف يصفو شرابها * 60 تاملى به سزا واجب شناسد . وصيّت ديگر آن است كه بر مضمون : لا صواب مع ترك المشورة * 61 در هرحال كه روى نمايد و هركار كه پيش آيد ؛ بىمشورت عقل شروع نكند و او را در حل

--> ( 1 ) - ب و ج : فرصتها ( 2 ) - ب و ج : غفلتها . ( 3 ) - ب و ج : - لمصنفه ( 4 ) - ج : فراخ است عنان مجال . ( 5 ) - ب و ج : امنيت . ( 6 ) - ب : لا تتركن . ج : لا تركن