شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى

77

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )

مشكلات و كشف « 1 » معضلات حاكمى عدل و مميّزى به حق شناسد و خطاب مستطاب : لقّحوا عقولكم بالمذاكرة و استعينوا على حوائجكم بالمشاورة ، * 62 به گوش هوش استماع كند « 2 » و در كليّات و جزئيات امور ، عنوان نامهء : المشاورة حصن من النّدامة و امن من الملامة ، * 63 پيش چشم دارد و در امتثال امر : وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ * 64 منطقهء مطاوعت و اذعان بر ميان جان بسته دارد . شاور صديقك فى الخفىّ المشكل و اقبل نصيحة ناصح متفضّل و اللّه قد اوصى بذاك نبيّه فى قوله : و « 3 » شاورهم و توكّل * 65 و « 4 » از نتايج خاطر مولّف در اين معنى دو بيت مرغوب ثبت افتاد در مشورت را چرا بسته‌اى * مگر مذهب عقل را جاحدى * 1 / 65 نه ارباب فطنت چنين گفته‌اند * كه راءيان افضل من واحد * 66 و قد استحسن الحكماء فى المشاورة اذا بلغ الرّاى المشورة فاستعن بحزم نصيح او نصيحة حازم . و لا تجعل الشّورى عليك غضاضة * فريش الخوافى قوّة للقوادم * 67 وصيت ديگر آن است كه به حكم : اوّل الغىّ الاختلاط و اسوء القول الافراط ، * 68 از ميل به طرف تفريط و افراط كه نزد خردمندان از رذايل شمايل است اجتناب و احتراز لازم داند و به اذيال مبالغه و غلوّ در كارها كه سيرتى نكوهيده و عادت ناپسنديده است تشبّث ننمايد و در آن باب از جاده اقتصاد قدم فراتر ننهد . لمصنفه « 5 » : ز افراط و تفريط در كارها * به يك سوى شو گفتمت بارها غلو در سخن تا توانى مكن * سبك‌روح باش و گرانى مكن ز اندازه هركار بر مگذران * منه بر تن خويش بار گران كه هركس كه نشناخت مقدار كار * پراكندگى يافت « 6 » از روزگار ميانه نگه‌دار در هرعمل * چو خواهى كه خالى بود از خلل

--> ( 1 ) - ب : حل . ( 2 ) - ب : - واو ( 3 ) - ب و ج : - واو . ( 4 ) - ب و ج : + اين قطعه . ( 5 ) - ب و ج : - لمصنفه . ( 6 ) - ج : يابد .