شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
75
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
كه : من فكّر فى العواقب امن من المعاطب * 49 نظر از سرحدّ فكر به پايان كار اندازد . انّ اللّبيب اذا تفتّق امره * رتق الامور مناظرا و مشاورا و اخو الجهالة يستبدّ برأيه * و تراه يعتسف الامور مخاطرا * 50 مكن در امور سياسى « 1 » شتاب * ز راه تأنى عنان برمتاب كه صد خون به يك دم توان ريختن * ولى كشته نتوان برانگيختن وصيّت ديگر آنكه در عموم احوال و امور ، جادّهء معمور اقتصاد را كه : الاقتصاد فى الامور اقرب الى الصّواب * 51 نگاه دارد « 2 » و وسط امور و ميانه كارها بر مقتضاى آن مثل كه : الحسنة بين السّيّئتين * 52 خود را واسطهء عقد عادت شناسد تا اختلال به احوال « 3 » معاش راه نيابد و از اينجا « 4 » گفتهاند كه در قسمت ، ميان جانبين ، ثالثى متديّن و حكمى عدل ببايد و الّا تراضى ميان دو خصم بىمتوسّطى و حاكمى منصف و قاضى عدل ، دشوار دست دهد ، بلكه آخر حال « 5 » به جدال انجامد و عاقبت الامر كار به نزاع و خصومت كشد و فايدهء مقاسمت عايد نشود و مصنّف را در معنى اين آيه : « 6 » وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً * 53 قطعه غرّاست كه اين دو سه بيت از آنجاست : مبند از سر اسماك دست « 7 » بر گردن * كه خصلتى است نكوهيده پيش اهل نهى مكن به جانب اسراف نيز چندان ميل * كه هرچه هست به يك ره كنى ز دست رها چو در ميانهء اين هردو قسم اين مقدار * تفاوت است كه از آفتاب تا به سها * 54 پس اختيار ، وسط راست در جميع امور * بدين دليل كه خير الامور اوسطها * 55 وصيت ديگر آن است كه در سوانح مهمات از نتايج و تبعات تسويف و توقيف « 8 » و
--> ( 1 ) - ج : سياست . ( 2 ) - ج : نگاهدار . ( 3 ) - ب و ج : راه معاش . ( 4 ) - ب و ج : + كه . ( 5 ) - ب و ج : كار . ( 6 ) - ج : + كه ( 7 ) - ج : در گردن . ( 8 ) - ب : توقيفها