شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى

74

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )

يكى نكث عهد است كاندر وجود * از و خصلتى نيست مذموم‌تر دوم مكر كردن ، سيم چيست ؟ بغى * كز آن دين و دانش بود در خطر گرت هست مردى و هوش و خرد * ازين هرسه خصلت حذر كن حذر وصيّت ديگر آن‌كه سخن « 1 » ساعى و نمّام را به حد استماع و محلّ اصغا نرساند و از امتثال امر خداوندان نهى « 2 » كه گفته‌اند : اطرد عنك اهل النّميمة فانّهم يبغضون النّاس اليك و يبغضونك الى النّاس * 41 تجاوز ننمايد و معنى : سبّك من بلّغك * 42 نصب العين خاطر و سمير * 43 ضمير دارد . لمصنفه « 3 » : فان كنت قد بلّغت منّى خيانة * فمبلغك الواشى اغشّ و اكذب * 44 [ در اين « 4 » باب حديثى مبيّن و كلامى مبرهن شناسد ] نگفتم بگردان « 5 » از بدگوى روى * كزو خود سخن تا توانى مگوى بران از در اين هرسه بدنام را * سخن‌چين و ساعى و نمّام را وصيت ديگر آن است « 6 » كه به اندك گمانى كه افتد بىگناهى را در مضيق ضرر و معرض خطر نيندازد و بر مضمون : إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً ، * 45 خود را در محلّ مقت * 46 و مظهر غضب آفريدگار تعالى « 7 » نگرداند . لمصنفه « 8 » : مكن كس را به اندك ظنّ باطل * عقوبت تا پشيمانى نيارد كه چون شك از يقين گردد هويدا * پشيمان گردى و سودى ندارد وصيّت ديگر آنكه « 9 » در تمشيت امور سياست بر مقتضاى : ليس من العدل سرعة العدل ، * 47 شتاب‌زدگى ننمايد و هنگام سورت خشم و حدّت غضب به حكم : بئس الاستعداد الاستبداد * 48 زمام اختيار به دست اضطرار و استبداد ندهد و مانند اهل حزم

--> ( 1 ) - ج : - سخن ( 2 ) - ب و ج : + ارباب حجى . ( 3 ) - ب و ج : + اين بيت را . ( 4 ) - اساس : ندارد . ( 5 ) - ب : مگردان ( 6 ) - ب و ج : آنكه ( 7 ) - ب و ج : - تعالى ( 8 ) - ب و ج : - لمصنفه . ( 9 ) - ب و ج : آن است كه