شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
67
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
و احلى من يوم الوصال * 7 عباراتش چون موعد « 1 » عيد مهيّج ارواح و اشاراتش چون مورد عيد منتج ارتياح . معانيه حور فى جلابيب لفظه * لها « 2 » من وجوه النّيّرات براقع . * 8 و حسن بن سهل كه وزير حضرت و دستور مملكت مامون بود و در عصر خويش از وزراى آفاق به كمال فضل و بلاغت و وفور كاردانى و كفايت ، گوى سبقت مىربود : بلند قدر وزيرى كه در زمانه نداشت * عديل و شبيه به حزم متين و راى صواب محيط دور فلك با همه جناب « 3 » رفيع * نمىرسيد ز حشمت بدان رفيع جناب چند فصل از اصل آن كتاب انتخاب كرده است و به لفظى خوب و عبارتى مرغوب آن را ترجمت نبشته و شيخ ابو على مسكويه طاب اللّه ثراه « 4 » * 9 كه راس و رئيس حكما و قبله و قدوهء * 10 علماء عصر بود ؛ ترجمهء حسن بن سهل را در ديباچه كتاب « 5 » آداب العرب و الفرس از مصنفات خويش تضمين كرده و مطالعت اين فصول دليلى واضح است و برهانى لايح بر حذاقت * 11 عدل و كمال آداب او . لمصنفه « 6 » : شاهد عدل است لفظش بر كمال فضل او * چون دليل « 7 » صبح صادق از طلوع آفتاب و زمرهاى از امجاد قبايل فرس و دودمان ملوك عجم او را پيغامبر خواندند « 8 » و صادرات افعال و واردات اقوال او را بر صدق نبوت ، « 9 » گواهى امين و عدلى صدوق دانند و در دعوت او به خلق از حق مبالغه نمايند و حقيقت آنكه اگر صد يكى از خصايل شايسته و صفات پسنديده و واردات غيب كه بدان جوهر بىعيب ، ساعة فساعة * 12 فايض مىشد در سلك كتابت كشيده آيد ، بياض « 10 » اوراق از سواد الحاق قاصر گردد و المدح فى حقّه قدح اذلا يحيط بكنه صفاته المدح * 13 و او به حكم
--> ( 1 ) - ج : مورد عيد مبتهج ارواح ( 2 ) - ب : له . ( 3 ) - ب و ج : رفيع جناب . ( 4 ) - ب : ثراها ( 5 ) - ب و ج : + مظهر ( 6 ) - ب و ج : - لمصنفه ( 7 ) - ب و ج : طلوع ( 8 ) - ج : خواندهاند . ( 9 ) - ب : - نبوت . ج : نبوت او ( 10 ) - ب : - بياض . ج : بر بياض .