شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
68
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
الالقاب تنزل من السّماء * 14 به پيشداد از آن اشتهار يافت كه همواره از اشاعت عدل و افاضت احسان ، سخن راندى و خلق را به داد و دهش و ايثار و بخشش خواندى و ترغيب ملازمان درگاه و تحريض مقيمان حضرت خويش به درويشپرورى و دادگسترى كردى و معانى ابيات خاقانى بر ديباچهء دفتر خاطر و صدر جريدهء ضماير نبشتى : هرجا كه عدل سايه كند رخت دين بنه * كين سايبان ز طوبى اخضر نكوتر است و آنجا كه عدل خيمه زند تختگاه ساز * كين خيمه از سپهر مدوّر نكوتر است احكام خسروان نشنيدى كه در سمر * كردارشان ز عقل مصوّر نكوتر است تاريخ خسروان نه نبشتى كه در سير * اخبارشان ز گردش اختر « 1 » نكوتر است روزى خلوتى ساخت و طهمورث را كه وليعهد او بود بخفيه طلب داشت و گفت اى فرزند دلبند و فرزانهء ارجمند ، مرا بر صيانت ذات و مكانت * 15 صفات و طهارت نفس و سماحت طبع [ و صرامت « 2 » حزم ] و وفور دانش و كمال آداب تو اعتمادى تمام و اعتضادى بزرگ است و به راى العين مشاهده مىكنم و معاينه مىبينم كه در اصل فطرت ، نفس « 3 » تو پذيراى نقش حكمت است و مستعدّ قبول پند و موعظت ، هرچند بر مضمون : لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسالَةَ « 4 » رَبِّي وَ نَصَحْتُ لَكُمْ وَ لكِنْ لا تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ * 16 . [ نواى « 5 » ] لوائم نصح ، ملايم طبع بشر نيست كه گفتهاند : ناصح المرء قارعه ، * 17 اما پدران خلاصه نيكانديشى و نقاوه حفاوت و مهربانى در اندرز فرزندان و وصاياى ايشان مندرج دانند و آنچه از خصايص خصايل « 6 » انسانى و فواضل و فضايل نفسانى باشد به حكم : اذا تزعزع الولد تزعزع الوالد * 18 در طبع و خوى ايشان به سبيل تدرج مركوز گردانند . « 7 » لمصنفه :
--> ( 1 ) - ج : اخضر ( 2 ) - اساس : ندارد ( 3 ) - ب و ج : - نفس ( 4 ) - اساس : رسالات ( 5 ) - اساس : ندارد . ( 6 ) - ب و ج : - خصايل ( 7 ) - ب : مذكور گرداند .