كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

686

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

و امراى مذكور مقتول با ميرزا عبد اللطيف هم صورت غدرى در خاطر داشتند . القصه ميرزا عبد اللطيف خاطر از جميع جوانب جمع فرمود و هر صورت كه در آيينهء خاطر بود به احسن وجه روى نمود . درين مقام كميت خوش‌خرام قلم كه به هرگونه رقم در ميدان بيان جولان مىنمايد عزم آن دارد كه در بيان بىپايان فضايل ميرزا الغ بيك قدمى چند پيمايد : ميرزا الغ بيك پادشاهى بود به فنون فضايل معروف و سلطانى بود به صنوف فواضل « 122 » موصوف . قباى سلطنت خلعتى بود بر قامت دولت او دوخته و اطراف مملكت او به انوار معدلت او افروخته . به قوت طبيعت وقاد انواع فنون و اصناف علوم معلوم و مفهوم مىفرمود و به حدت ذهن نقاد حقايق معانى و دقايق بيان ابداع و اختراع مىنمود . از بدايت صباح تا نهايت رواح به تيغ زبان ابواب مصالح مملكت مىگشود و از مقطع شفق تا مطلع فلق از بحر همت در بزرگ قيمت استخراج كرده مىبود . تا اقسام حكمت نظرى و عملى در تحت ضبط و قيد ربط آورده اصناف علوم رياضى بر ضمير منير او واضح شد و بعد از تحصيل كمالات و تكميل آلات ميل استنباط رصد و استخراج زيج فرمود و جمعى مهندسان عطارد ذكا و فيلسوفان مجسطى گشا كه در علوم رياضى و حكمى اعجوبهء عصر و نادرهء دهر بودند استحضار نمود و تفصيل احوال رصد و شرح استخراج زيج در سنهء ثلاث و عشرين محرر و مثبت است . اين‌جا اعاده نرفت . القصه ميرزا عبد اللطيف بر قتل چنان پدرى اقدام نمود و از بدنامى جهان انديشه نفرمود و اين واقعه در ماه رمضان به وقوع پيوست . بيت چو عباس كشتش به تيغ جفا * بود سال تاريخ « عباس كشت » « 123 »

--> ( 122 ) . جمع فاضله به معنى اوصاف متعديه مثل عطا و علم و هنر و ادب و فضايل جمع فضيله به معنى اوصاف لازمه مثل حسن و ذكا و قوت و حيا و اصالت و غيره . ( 123 ) . حبيب السير ج 3 جزو 3 ص 51 : و دولتشاه ص 366 بيتى ديگر هم دارند پيش اين بيت و دولتشاه تاريخى ديگر هم دارد .