كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
687
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
و ميرزا عبد اللطيف به نوعى مملكت ماوراء النهر و تركستان را مضبوط ساخت كه لشكر اوزبك كه هر زمستان تا پنج فرسخى سمرقند و بخارا مىتاختند و اموال بسيار و اسير بىشمار مىبردند ، آن زمستان از هيبت سياست و سطوت صولت او از صد فرسخ آهنگ آن ولايات نكردند . بيت رسيد سهم تو جايى كه جاى آن دارد * كه دشمن از تو گريزان شود به صد فرسنگ و ميرزا سلطان ابو سعيد كه از ميرزا الغ بيك روگردان شده بود ميرزا عبد اللطيف او را از ايل ارغون بيرون آورد و با آنكه با پدر و برادر چنان معاملهاى پيش برد مطلقا او را نيازرد و به جان امان داده حبس فرمود و چند روزى در قيد او بود و چون ارادت بىعلت به مقتضاى تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ « 124 » سلطنت مملكت ماوراء النهر و خراسان بل تمام ايران و توران به جانب ميرزا سلطان ابو سعيد مفوّض بود عنايت حضرت مالك الملك او را از حبس خلاص فرمود و به سرعت تمام عزيمت ولايت بخارا نمود و شرح اين سخن گفته شود . ان شاء اللّه تعالى « 125 » و امير ابراهيم را كه ميرزا عبد اللطيف مدتى محبوس داشت ، درين ولا در سمرقند مطلق العنان گذاشت و ميرزا سلطان محمد در دار السلطنهء هرات چون خبر قتل ميرزا الغ بيك شنيد انگشت حيرت به دندان تعجب گزيد و جهت قتل عم بزرگوار اندوه بسيار اظهار كرد و چون قضاياى ماوراء النهر به نوعى بسطى اختتام
--> ( 124 ) . آل عمران 26 . ( 125 ) . حبيب السير ايضا ص 167 : ميرزا سلطان ابو سعيد از حبس گريخته به بخارا شتافت .