كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

674

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

بيت سر و گردن و سينه و پا و دست * ز سر تا قدم خرد درهم شكست و مردم او در پى گريختگان رفته امير سلطان ابو سعيد را زخمى قوى زدند و هم به آن زخم در سبزوار درگذشت . بيت كه داند كه اين خاك انگيخته * به خون چه دلهاست آميخته « 103 » و مردم هندوكه به غارت مشغول شدند و او يكران مراد در ميدان ظفر جلوه مىداد . ناگاه امير شيخعلى بهادر و هندوكه به هم رسيده درهم آويختند و خاك معركه را با خون برآميختند و امير شيخعلى به قوت دولت قاهره هندوكه را به قتل رسانيد و نام جد خود شيخعلى بهادر را زنده گردانيد و او را هم مجال توقف نمانده بيرون رفت و سر هندوكه را به دست آورده پايمال جفا ساختند و در هرات جهت عبرت كافرنعمتان ديگر از دروازهء ملك آويختند . آرى بيت با ولى نعمت ار برون آيى * همچو هندوكه سرنگون آيى ميرزا ابو القاسم بابر از جانب سيستان مراجعت نمود و خاطر همايون از جميع جوانب جمع فرمود و در دار السلطنهء هرات مجلس نشاط و بساط انبساط ترتيب داد و به اقداح راح ابواب روح و راحت بر روى دلها گشاد . در خلال اين احوال ، به محفل عنايت حضرت وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ « 104 » فتح قلعهء عماد كه نمودار ايوان سبع « 105 » شداد است ميسر گشت .

--> ( 103 ) . خمسهء نظامى ( شرف‌نامه ) ص 145 . ( 104 ) . سوره الأنعام 59 . ( 105 ) . اشارت است به آيهء وَ بَنَيْنا فَوْقَكُمْ سَبْعاً شِداداً .