كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

660

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

در بيرون دروازهء « 80 » خوش شخصى را گرفته لت بسيار زدند چنانچه هلاك او جزم شد و ريسمانى بر پاى او بسته و سرنگون از دروازهء خوش روى باره به دروازهء « 81 » قبچاق آوردند و همچنان آويخته بگذاشتند . بعد از مدتى در جنبش آمد . او را فرود آورده به شهر آوردند و معاهدت نموده در سخن آمد و گفت مردى پيشه‌ورم . او را گذاشتند و بعد از آن سالها در حيات بود و اين از غرايب است . آرى بيت اگر تيغ عالم بجنبد ز جاى * نبرد رگى تا نخواهد خداى و درين اثنا ، ميرزا الغ بيك از جانب مشهد رسيد و يار على مغرور از صولت لشكر منصور عاجز گرديد و از تسخير شهر مأيوس گشته عزم حصار نيره تو نمود و اوباش و لئام كه پيش او جمع بودند پريشان شده به هر طرف رفتند . بيت همه كبود لب و زردروى و سرخ سرشك * همه شكسته دل و تيره چشم و خشك زبان و ميرزا الغ بيك در دار السلطنهء هرات نزول فرمود و از فتنهء يار على استفسار نمود . امير بايزيد به موقف عرض رسانيد كه بيرونيان با او همداستان شده اين نوع طغيان نمودند و اگرنه او را چه محل و ياراى آن بود . ميرزا الغ بيك را آتش قهر جهانسوز اشتعال يافت و حكم فرمود كه بيرون شهر هرات را غارت كنند و گروه انبوه كه فتنه و فساد انگيخته بودند و خونهاى مسلمانان به ناحق ريخته به قتل آوردند و سه شبانروز غارت عام كردند . لشكر از شيشهء ضبط بيرون جست و مهمات از مركز

--> ( 80 ) . دروازهء شرقى هرات ( ليسترينج ص 409 ) . ( 81 ) . دروازهء شمال شرقى هرات ( ليسترينج ) - در نسخ : دروازهء ملك - دروازهء ملك دروازهء شمالى هرات است ( ليسترينج ) .