كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
661
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
ربط عدول جست . هركرا يافتند اسير بند كمند و گرفتار قيد گزند ساختند . نرگسوار همه چشم به زر داشتند و سيم را قرة العين مىپنداشتند . شمسهء زرين آفتاب از طاق لاجوردى به ناخن مىكندند و نعل هلال از ابلق شموس چرخ به دندان مىربودند . قنديلهاى مساجد مىشكستند و امامان مىآويختند و آبروى عزيزان بر خاكخوارى مىريختند و مدارس رباط الخيل و درس و تلاوت كلام الليل به جاى دعا و درود و سرود مىگفتند و در مقام علم و حكم زيروبم مىنواختند . همه كس را چون سير پوست باز كردند و از لباس توبرتو چون پياز بىنياز ساختند و از بدايع وقايع آن بود كه در آن ايام كه ميرزا الغ بيك حكم غارت عام فرمود ، لشكر اوزبك نيز به نواحى سمرقند آمده تا دروازهء شهر تاختند و غارت عام كردند و باغات خاصهء ميرزا الغ بيك را ويران ساختند . چينى خانهاى كه ازار ديوار چينى آن را از خطا به مدت چند سال برآورده بودند اوزبكان به زخم چماق و گرز درهم شكستند و ايوانهاى زركارى تراشيده و خراشيده را انواع خرابى كردند و افعالى كه از لشكر سمرقند در بيرون هرات و باغ پادشاهان صادر شده بود نمودار آن در بيرون سمرقند و باغات ميرزا الغ بيك از مردم اوزبك به وقوع پيوست و صورت جزاء سيئة سيئة مثلها « 82 » به ابلغ و جهل روى نمود . « 83 » بيت چو بد كردى مباش ايمن ز آفات * كه واجب شد طبيعت را مكافات
--> ( 82 ) . سورة الشورى 40 . ( 83 ) . بابر از باغات ميرزا الغ بيك ذكرى دارد ( ترجمهء برنامه ص 80 ) خصوصا از باغچهاى كه ميان چهل ستون ( در باغ ميدان ) و پشتهء كوهك بود و آن باغچه چاردرهاى [ چهاردرى ] داشته كه ايزارهاش تمام چينى بود موسوم به چينىخانه و چينى آن را از خطا آورده بودند . بابر نمىگويد كه اين ازاره در زمان او شكسته بود . ظاهرا اطلاق نام چينىخانه برين چاردره به سبب ازارهاش بوده نه به وجه ظروف چينى كه در آن بود و به سبب رواقى كه طاقها داشت براى ظروف چينى و غيرها حسب تشريح مرآة الأصطلاح ص 73 ب و بهار عجم ص 328 .