كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
657
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
شعر بشرى لك السرور شفاء من السقم * طوبى لك العناية من واهب النّعم باز اعتدال يافت مزاج شهنشهى * روز نشاط آمد و بگذشت شام غم فالشمس اشرقت و لها وجه ضاحك * مستبشر بانّك ناج من الألم ذات تو يافت صحت كلى هزار شكر * گو خصم خون گرفته بمير و حسودهم هذا الذى اصبت به قد اصابنا * لست الوحيد فى مرض بل بنا اتم تو آفتاب ملك و جهان در پناه تو * يا رب مباد از سر ما سايهء تو كم عمرت هزار سال در اقبال و بخت باد * بالخير و السعادة و الجود و الكرم و ميرزا الغ بيك انواع انعام و اصناف اكرام نسبت با فرزندان عظام عنايت فرمود و مملكت خراسان را به جانب او تفويض فرمود و منتصف رمضان به واسطهء فتنهء يار على تركمان از چهارباغ مشهد مقدس عازم دار السلطنهء هرات شد . ذكر معاودت ميرزا الغ بيك گوركان به سبب فتنهء اميرزاده يار على و غارت يافتن بيرون هرات در داستان فتح خراسان سبق ذكر يافت كه ميرزا الغ بيك اميرزاده يار على و امير سلطان ابو سعيد داروغه را بند فرموده به حصار نيره تو فرستاد و درين اثنا به مسامع جلال رسيد كه اميرزاده يار على خلاص شده قلعه را گرفت و لشكر جمع آورده عازم تسخير هرات شد و شهر را محاصره كرد . و بيان اين سخن آن است كه از كسان امير سلطان ابو سعيد شخصى كماجى « 78 » به قلعه فرستاد و در ميان كماج سوهانى آبدار نهاد و اميرزاده يار على و امير سلطان ابو سعيد بندها سودند و تيغ بىدريغ در مستحفظان قلعه نهادند و تنى چند را به قتل آورده باقى امان خواستند و چنان قلعهاى مسخر شد و اميرزاده يار على امير
--> ( 78 ) . كماج ( به فتح اول ) يا كماج ( به ضم اول ) نانى است مشهور و نانى را نيز گويند كه بر روى اخگر و زغال پزند ( فرهنگ آنندراج ) - در حبيب السير : كوماج .