كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
658
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
سلطان ابو سعيد را اجازت داده بيرون فرستاد و چون در آن حصار ذخيرهء بسيار و نقود بىشمار بود اميرزاده يار على دست سخا گشاد و گروه انبوه پيش او جمع آمدند و مواضع كه در حوالى قلعه بود مسخر فرمود و به آن قناعت ننموده عازم تسخير هرات شد و به ولايت كروخ رسيد ، امير بايزيد پروانچى كه در شهر حاكم بود چون اين احوال استماع نمود ، قاصدان پيش ميرزا الغ بيك دوانيد و شهر و برج و باره را مضبوط و مستحكم گردانيد و حكم فرمود كه هركس در شهر اولاغ داشته باشد به رسم قتال به استقبال اميرزاده يار على رود . مردم تازيك بىيراق و سلاح به نواحى كروخ رسيدند . صبحى اميرزاده يار على بريشان تاخت و هرچه داشتند عرضهء تاراج ساخت و رعايا را به جان امان داد و از اموال ايشان احوال او روى به ارتفاع نهاد و از آنجا عازم تسخير هرات شد و به ظاهر شهر آمده جمعى اوباش و لئام و فوجى نوكران امراى عظام كه درين ايام بىاعتبار و احترام بودند پيش او جمع آمدند و اميرزاده يار على آغاز محاصره كرده به افروختن آتش فتنه و انگيختن غبار فساد ميان دربست و دست ظلم و بىداد به غارت و تاراج برگشاد . امير جلال الدين بايزيد به اتفاق جناب شريعت مآب مولانا قاضى قطب الدين احمد الأمامى و باقى اكابر و موالى و ساير عوام و خواص كمر اخلاص بر ميان جان بستند . بيت كمرى بر ميان جان بستند * جان كمردار بر ميان بستند و از حضرت آفريدگار جلت قدرته كه حافظ و حامى همه اوست و بازگشت جمله به او استعانت خواستند و چند روز به زخم ناوك جگردوز و نوك پيكان آتشافروز بيرونيان را مجال آن نبود كه پيرامون شهر گردند و چون بعد از واقعهء حضرت خاقان سعيد اين نخست واقعه بود كه در دار السلطنهء هرات روى نمود و مردم شهر به امثال اين وقايع معتاد نبودند فدايىوار به دفع آن فتنه اشتغال نمودند . جمهور